یکی از عواملی که معمولا باعث بروز ناآرامی های اجتماعی و سیاسی می شود، نارضایتی های اقتصادی است. این نارضایتی ممکن است به علت رکود اقتصادی رخ دهد، اما همیشه اینگونه نیست. در واقع دنیای مدرن بر شالوده اقتصاد بنا شده است و تولید و مصرف بیشتر کالاها، شاخصه توسعه و پیشرفت است. همین توسعه ی مدوام باعث افزایش خطی توقعات اقتصادی هر جامعه در طول زمان نیز می شود. اما مهم این است که شیب رشد وضعیت اقتصادی و معیشتی متناسب و موازی با رشد "افزایش توقعات" اقتصادی مردم باشد.
شاید زیاد شنیده باشید که آنچه باعث نارضایتی می شود نه فقر که "احساس فقر" از سوی مردم است. مطالعات نشان داده است که جنبشها و انقلابهای اقتصادی نه توسط طبقات تهیدست بلکه معمولا توسط طبقه متوسط جامعه شروع می شوند. در این زمینه برآورده نشدن توقعات فزاینده طبقات متوسط و به بالا، نارضایتی هایی را به بار می آورد که دامنه آن به دیگر طبقات نیز کشیده می شود.
اما چه چیز باعث ناهماهنگی رشد اقتصادی یعنی "قابلیت "حاکمیت در ارضای نیازهای واقعی مردم و "توقعات و انتظارات" آنها می گردد؟
یکی از مهمترین عوامل تاثیر گذار در ایجاد این ناهماهنگی، رسانه ها هستند. رسانه ها که به عنوان یکی از دستگاههای تولید و بازتولید و انتشار ارزشهای فرهنگی در جامعه شناخته می شوند، می توانند فاصله بین توقعات اقتصادی مردم و قابلیت واقعی جامعه برای ارضای نیازهای معیشتی را کم یا زیاد کنند. البته این کار همیشه به صورت مستقیم صورت نمی گیرد. درکنار گزارش های خبری و اخبار برگزیده ی سایت ها و خبرگزاری ها، تبلیغات تجاری رسانه ها، کتابهای داستان و رمان، مجموعه های نمایشی، برنامه های آموزشی و حتی مستندهای تلویزیونی در این باره سهم بیشتری ایفا می کنند. تبلیغ یک سبک زندگی که بر قناعت، صرفه جویی، کار وتلاش، پس انداز و... تاکید دارد باعث کم شدن شکاف پیش گفته و بالعکس، تبلیغ سبک زندگی ای که بر زیاده خواهی، مصرف بیشتر، تجمل گرایی، مدگرایی، تن آرایی افراطی و... تاکید دارد شکاف بین قابلیت های واقعی و توقعات را به صورت کاذب افزایش می دهد.
رسانه های ایرانی را می توان به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم کرد اما هر دو دسته در ترویج مصرف گرایی و تجمل طلبی و... با یکدیگر اشتراک و حتی رقابت دارند.
با بررسی محتوای شبکه های ماهواره ای فارسی زبان متوجه می شویم که این رسانه ها اگر چه از سویی در برنامه های مستند و خبری، فقر و فاصله طبقاتی موجود در ایران را به تصویر می کشند اما از سوی دیگر علاوه برمثلا تبلیغ مستقیم فراورده های شیمیایی شامل کرمها و ژل های زیبایی و جنسی و... با تبلیغ خوشگذرانی های شبانه و...، تبلیغ یک سبک زندگی لوکس و مصرفی شامل را در دستور کار دارند. با دیدن این برنامه ها مخاطب اینگونه تصور می کند که غربی ها و ایرانیان مقیم اروپا و آمریکا به جز دنس، نایت کلاب، تن آرایی، عشقهای مثلثی و حتی ضربدری! دغدغه دیگری ندارند و ما در این شبکه ها از جدیت غربی ها در کار و تحصیل و مطالعه و برنامه ریزی چیزی نمی بینیمم.
البته رسانه های داخلی شامل سینما و رسانه ملی ما هم دست کمی از ماهواره های فارسی زبان ندارد. علاوه بر حجم زیاد تبلیغات تجاری و مصرفی مستقیم که کارکرد "نیازسازی کاذب" در بین مخاطبان را بر عهده دارند، تبلیغاتی غیر مستقیم در رسانه های تصویری مانند لوکس گرایی که در برنامه های نمایشی سیما استفاده می شوند، خودروهایی که بازیگران سوار می شوند، تکه کلامهایی که استفاده می کنند و... همان سبک زندگی تجملی و مصرفی را تبلیغ می کند.
به طور مثال در مجموعه های تلویزیونی شخصیتها بیشتریا در موقعیت بزم و خوشگذرانی و عشق و عاشقی های تخیلی هستند و یا در موقعیتهای دزدی و کلاهبرداری و مصیبت! و کمتر کسی در موقعیت کار و تلاش و جدیت و... دیده شود.برای نمونه کافی است یک مقایسه اجمالی میان دو مجموعه کره ای "جواهری در قصر(یانگوم)" و مجموعه ایرانی "ستایش" داشته باشیم. در سریال کره ای ما آموختیم که یک خانم جوان چگونه با تدبیر و تلاش می تواند از دام مشکلاتی که توسط حسادت های دیگران برایش پهن شده به سلامت عبور کند و پله های ترقی را یک به یک بالا رفته و تهدیدهای موجود را به فرصتهایی برای ارتقا خود تبدیل کند. در ضمن ما به ریشه دار بودن تمدن کره ای! و پیشتاز بودن آنها در طب و تغذیه آگاهی یافتیم. اما در سریال ایرانی ستایش ما فهمیدیم که مردان سنتی ایرانی(حاجی بازاری ها) پسر دوست های افراطی هستند که حاضرند به خاطر این زندگی فرزندشان را نابود کنند؛ زنهای ایرانی(ستایش و مادرش و...) موجودات منفعلی هستند که فقط باید فرار کنند؛ روستاییان ما آدمهای متعصب و کینه ای هستند که بعد از ۳۵ سال هنوز به دنبال انتقام هستند و...
نگاهی به وضعیت اقتصادی طبقه متوسط جامعه ایرانی نشان می دهد که نسبت به دو - سه دهه قبل وضعیت اقتصادی طبقه متوسط ما خیلی بهتر شده است. تقریبا اکثر خانواده های متوسط صاحب خودرو، مبلمان، کامپیوتر، خانه هایی با لوازم وتجهیزات مرغوب تر و گران قیمت و... شده اند ولی گله و شکایت آنها از اوضاع اقتصادی نیز بیشتر شده است و به نظر می رسد این مساله بیشتر ناشی از همان توقعات فزاینده ای است که بر اثر نیاز سازی کاذب تبلیغات مستقیم و غیر مستقیم رسانه های داخلی و خارجی ایجاد شده است.
کارشناسان اقتصادی یکی از عوامل موفقیت زیاد کشورهایی چون چین و ژاپن در عرصه اقتصادی و پیش افتادن از اروپا را کار زیاد و کم توقع بودن و کم مصرف بودن شهروندان این کشورها می دانند. در چین علاوه بر کار ده ساعته روزانه ، اوقات فراغت اعضا در خانه اغلب به کار خانوادگی سَبُک شامل مونتاژ وسایل الکترونیکی و بسته بندی و... می گذرد.
اما افتادن خانواده ها در دام مدگرایی و مسابقه تجمل به واسطه تبلیغات بی حد و حصر رسانه ای نه تنها مانع از پس انداز مازاد درآمد خانواده ها و سرمایه گذاری شده بلکه نداشتن پشتوانه اقتصادی مناسب در مواقع بحران اقتصادی باعث آسیب دیدن بسیاری از خانواده ها خواهد شد. همچنین هنگامی که غریزه مالکیت(حرص و طمع)، غریزه تن آرایی، غریزه جنسی و... افراد جامعه بیش از حد تحریک شود باعث می شود افرادی که توانایی ارضای صحیح این غرایز را ندارند از راههای غیرقانونی و مجرمانه به ارضای غرایز خود اقدام کنند و به نظر می رسد یکی از عوامل افزایش میزان جرم و جنایت در دهه اخیر در جامعه ایرانی ناشی از همین مساله باشد.
نظرات ()۱- از نظر بعضی ها نمایشگاه کتاب بزرگترین رویداد فرهنگی سال جمهوری اسلامی است چون حدود ۵.۵ میلیون نفر در سال گذشته از این نمایشگاه بازدید کرده اند. اینکه این آمار را از کجا به دست آورده اند خودش جای سوال دارد اما دیگرانی هستند که نمایشگاههای کتاب را بزرگترین رویداد ضد فرهنگی می دانند. ساده ترین دلیلشان هم این است که نمایشگاه کتاب به فروشگاه کتاب تبدیل شده و چرخه تولید- توزیع- مصرف کتاب را به هم زده و کار کتابفروشی های خرده پا در تهران و مخصوصا شهرستانها را با مشکل جدی مواجه کرده است. (برای روشن تر شدن موضوع اینجا و اینجا را بخوانید).

(کتابهایی که از نمایشگاه امسال خریدم)
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()جناب آقای مهدیار
سلام علیکم
خوشحالم از این که بحث و گفتگویی جدی درباره طب سنتی یا طب اسلامی در سایت الف آغاز شده است. امیدوارم سطح علمی بحثها ارتقاء پیدا کند و به روشن شدن ابعاد مختلف طب سنتی یا طب اسلامی به عنوان مصداقی از علم دینی و بومی بینجامد.
چند نکته ای درباره یادداشت شما به نظرم رسید که شایسته دیدم از همین طریق به اطلاع شما و خوانندگان محترم بحث درگرفته درباره طب اسلامی! و مدرن! برسانم:
نظرات ()

چند سال پیش وقتی که با همسرم می خواستیم برای خرید جهیزیه ایشان اقدام کنیم تصمیم گرفتیم تا جایی که امکان دارد لوازم خانگی با مارک داخلی تهیه کنیم. اما از نتیجه کارمان بیمناک بویم. برای همین مدتی را به پرس و جو از اقوام و آشنایان گذراندیم تا بتوانیم مارک های با کیفیتی را خریداری کنیم و به اصطلاح "پولمان را حرام نکنیم". البته اگر چه این پرس و جو مقداری از وقتمان را گرفت ولی حالا بعد از چند سال از اغلب وسایلی که خریداری کردیم راضی هستیم.
امسالی که به نام حمایت از کار و سرمایه داخلی نامگذاری شده علاوه بر مسئولیتهایی که بر دوش دولتمردان می گذارد همراهی مردم را نیز می طلبد. از این جمله استفاده هموطنان از کالاهای تولید داخل است. با اینکه کیفیت برخی کالاهای ایرانی از مشابه خارجی اش بیشتر است اما مهمترین مانع در این راه عدم اعتماد هموطنان به کالاهای ایرانی است. در حقیقت بیش از اینکه مارک یک محصول برای یک خانواده مهم باشد کیفیت و استحکام و ماندگاری کالاست که اهمیت دارد. اما آیا همه فرصت این را دارند که مدتی را به پرس و جو برای خرید یک کالای با کیفیت ایرانی سپری کنند؟ و از کجا معلوم که پرس و جویشان به نتیجه مناسب برسد؟
به نظر می رسد که وجود موسسه ای قابل اعتماد که این کار را به نیابت از مردم انجام دهد ضروری است. یعنی یک مرجع قابل اعتماد کیفیت کالاهای تولید داخل را تضمین کند. شاید برخی بگویند "موسسه استاندارد ایران" این کار را در داخل انجام می دهد اما باید توجه داشت که معیارهای "موسسه استاندارد ایران" حداقلی است و فقط به مرحله تولید اختصاص دارد. یعنی اگر کالاهایی این معیارها را داشته باشند از فیلتر استاندارد عبور می کنند و ممهور به مهر استاندارد می شوند ولی بین این کالاهای استاندارد شده رتبه بندی صورت نمی گیرد. اما به نظر می رسد که باید موسسه یا موسساتی وجود داشته باشند که علاوه بر استانداردهای تولیدی به رضایت مشتریان و مصرف کنندگان نیز توجه داشته باشد و کالاها را علاوه بر کیفیت تولیدیشان بر اساس رضایت مردم نیز رتبه بندی کنند. شبیه این چنین کاری را چند سالی است که در صنعت خودرو می بینیم. یعنی هر ساله یک رتبه بندی بر اساس معیارهایی چون رضایت مشتریان، مصرف سوخت، قیمت،کیفیت و... از خودروهای داخلی و خارجی در رسانه ها منتشر می شود و می تواند یک فاکتور مهم در تصمیم گیری مشتری برای خرید یک خودرو باشد. در این رتبه بندی منتشر شده گاهی می بینیم که خودرویی که اغلب قطعاتش در ایران تولید و مونتاژ می شود از خودروهایی که کاملا وارداتی هستند بالاتر قرار می گیرد.
اگر چنین موسساتی(که بهتر است ترکیبی از دولت و سازمانهای مردم نهاد باشند) ایجاد شوند و به دور از مصلحت جویی های دولتی و خدای نکرده رانتخواری و سوگیریهای تبلیغاتی، بتوانند اعتماد مردم را جلب کنند؛ مصرف کنندگان ایرانی هم با اطمینان بیشتری می توانند بسوی کالای داخلی گرایش پیدا کنند و تولیدکنندگان ایرانی هم متوجه می شوند بازار بین کالای مرغوب و کمتر مرغوب، تمایز قابل می شود پس برای افزایش کیفیت بیشتر تلاش می کنند.
نظرات ()
نظرات ()
مدتی است که سایت الف میزبان مناظره ای پیرامون طب سنتی و طب مدرن است و طرفداران و منتقدان هر دوطیف دیدگاههای خود را بیان می کنند. در جدید ترین مطالب منتشره در سایت یکی از پزشکان با ارسال یادداشتی با عنوان "نقدی بر ادعاهای آقای روازاده" ابتدا دکتر روازاده را مصداق کامل طب سنتی گرفته اند و چون به برخی دعاوی ایشان انتقاد داشته اند کل طب سنتی را زیر سوال برده اند.
لازم به ذکر است نزدیک دو دهه است که در غرب به خاطر انتقادات فراوانی که به عوارض طب مدرن شده است "طب مکمل" و "طب کل گرا" کم کم جایگزین طب مدرن کلاسیک شده اند و در واقع روشهای طب سنتی به کمک روشهای مدرن آمده اند تا از عوارض آن بکاهند. اما هنوز این جایگزینی ها در ایران رایج نشده،عده ای شمشیر از رو بسته اند. اما با توجه به اینکه هم در یادداشت این دوست عزیز و هم در کامنتهایی که در ذیل مطالبی که در بالا به آنها اشاره شد، بعضا دیدگاههای تاریخ گذشته(هر چند دوست ندارم این عبارت را به کار ببرم) اما رایجی(مخصوصا در ایران) در مورد "علم" وجود دارد لازم دیدم نکاتی را خدمت این دوست عزیز و همفکرانشان (که البته کم تعداد هم نیستند و تقریبا همه رسانه های جمعی مخصوصا صدا وسیما میزبان هر روزه آنان است ولی کمترین نقد به طب مدرن را با بدترین الفاظ پاسخ می دهند) عرض کنم.
البته من در مقام رد یا قبول دعاوی جزیی امثال آقای روازاده یا مخالفانشان نیستم و فی المثل نمی توانم اثبات یا رد کنم که "نمک دریا ید دارد یا خیر!" بلکه بحثم هستی شناسانه و معرفت شناسانه است. بحثهایی که متاسفانه در دانشگاههای ما کمتر به آنها پرداخته می شود. در ادامه در چند بند سعی می کنم با چند مثال عینی و تجربه زیسته بتوانم منظورم را به خوانندگان برسانم و در نهایت آماده دریافت اظهار نظرهای دوستان در این باره هستم.
نظرات ()چند روزی است که شبکه سوم سیما برای یک برنامه سرگرمی - مهارتی با عنوان "رکورد" فراخوان می دهد. در این برنامه که از ایده ثبت رکوردهای جهانی گینس الگو برداری شده است، بیشترین مسافت طی شده با دوچرخه برعکس،بیشترین تی شرت های رو هم پوشیده،بیشترین مقدار زو کشیدن،سریعترین زمان خوردن یک کیلو پیازو... به عنوان مهارتهای رقابتی در نظر گرفته شده اند.
پخش چنین برنامه هایی از سیمای جمهوری اسلامی به عنوان دانشگاه عمومی از آن جهت تعجب برانگیز است که فرهنگ مصرفگرایی و پوچ گرایی غربی را در جامعه رواج می دهد و با فرهنگ اسلامی ایرانی یعنی قناعت در مصرف، تلاش و پشتکار در تولید و خدامحوری به عنوان هدف غایی زندگی کاملا تناقض دارد.
کارشناسان اجتماعی بارها تاکید کرده اند که یکی از اصلی ترین عوامل مشکلات اقتصادی کشورمان فقدان روحیه کار و تلاش و تعاون در میان مردم می باشد و به نظر می رسد نامگذاری امسال نیز بی ارتباط با این مساله نبوده است. از همین رو صدا و سیما به مثابه دانشگاه عمومی که می بایست به طور مثال با برنامه های جذاب و با معرفی تولیدگران جوانی که در گوشه و کنار کشور در عرصه های مختلف علمی ،صنعتی، فرهنگی و اجتماعی مشغول به تلاش و فعالیت برای آبادانی کشور هستند و یا بررسی موانع و مشکلات ساختاری پیش پای تولید و سرمایه گذاری در ایران، به ترویج فرهنگ کار و تلاش بپردازد ، بعضا به تقلید از فرهنگ غربی ساعاتی از آنتن خود را اختصاص به برنامه های بی حاصلی می دهد که دقیقا نتیجه عکس در بر دارد و باعث انحراف ذهن جوانان از مسائل اصلی مورد نیاز کشور می گردد.
همچنین مدتی است در تیتراژهای پایانی سریال های صدا و سیما، عنوان کارشناس انتظامی برای نظارت بر بازنمایی تصویری نیروی انتظامی در مجموعه های تولید شده به چشم می خورد. چه خوب بود در سال حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه ایرانی، صدا و سیما با انتصاب کارشناسان فرهنگ اقتصادی، برای نظارت بر محتوای پیامهای اقتصادی برنامه های تولیدی خود، گامی جدی تر در راستای تحقق شعار امسال بر می داشت.
نظرات ()مدیر دفتر مطالعات تاریخ ایران تشریح کرد:
ادعاهای هاشمی با حقایق تاریخی کاملا تناقض دارد
اشاره: اظهارات اخیر آقای هاشمی در جمع هیات تحریریه یک نشریه موجی از واکنش ها را به همراه داشت. در همین راستا گفتگویی را با عباس سلیمی نمین،مدیر دفتر مطالعات تاریخ ایران ترتیب داده ایم. ایشان در این گفتگو زوایای پنهانی از رفتارهای آقای هاشمی و تطبیق این رفتارها با گفته های امروزشان در قضایایی مانند میکونوس،مک فارلین ،رابطه با آمریکا ،زندانیان سیاسی، رابطه با عربستان و... در 2 دوره ریاست جمهوری شان مطرح کرده اند که خواندنشان خالی از لطف نیست.
- آقای سلیمی! آقای هاشمی در اظهاراتی که داشته اند و حتما شما هم خوانده اید در مورد موضوعات زیادی به اختصار صحبت کرده اند. به نظر می رسد که به دنبال ترسیم یک فضای دو قطبی و مقایسه عملکرد دولت خود با دولت نهم و دهم آقای احمدی نژاد بوده اند .می خواستیم ابتدا نظر جنابعالی را در مورد کلیت صحبت های ایشان بدانیم و در ادامه به جزییات بپردازیم.
- اظهارات آقای هاشمی از دو جهت قابل بررسی است: بعد تبلیغاتی و بعد استدلالی. آقای هاشمی یک شخصیتی است که تحرک و فعالیت اجرایی جزو لاینفک شخصیت ایشان است. ایشان نمی تواند فقط وارد کارهای فکری شود زیرا کار فکری نیاز به گسستن از مسائل رقابت های سیاسی و مسائل جاری جامعه دارد. شخصیت ایشان به گونه ای است که ایشان نتوانسته اند از مسائل جاری منفک شود و به مسائلی بپردازد که وظیفه اش حکم می کند.امروز آقای هاشمی در یک جایگاه رفیعی به نام رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار دارد که از ارکان برجسته نظام است و می تواند در اتخاذ سیاست های کلان ایفای نقش کند، اما این ایفای نقش مستلزم رعایت پیش شرطهایی است. اولینش حفظ شأن این جایگاه است. مجمع جایی است که سیاست های کلان نظام اتخاذ می شود. اما آقای هاشمی علاقه دارد هم در جایگاه رفیعی قرار بگیرد و هم خود را در رقابتهای سیاسی نگه دارد و اینها با هم تضاد دارند و این به شخصیت ایشان ضربه می زند. مجمع جایی است که همه گروههای داخل نظام باید به آن اعتماد کنند اما اگر رییس مجمع سطح خود را در سطح یک حزب تنزل دهد این جایگاه از ماهیت خودش دور می شود.متاسفانه در انتخابات 88 دلسوزان آقای هاشمی به ایشان توصیه کردند که ایشان این جایگاه را محترم بدارد و وارد رقابتها نشود اما ایشان توجه نکرده و وارد رقابت شد.همزمان هم تلاش کرد جایگاه خودش را در مجمع حفظ کند. در صورتی که این دو با هم قابل جمع نیستند. امام (ره) به ائمه جمعه فرمودند "شما چتر گروهها باشید و وارد فعالیت های حزبی و گروهی نشوید". به هر حال این اظهارات آقای هاشمی تبلیغاتی می نماید. مردم جواب عملکرد ایشان را در انتخابات های گذشته داده اند. مردم تمایل داشتند ایشان در کارهای فکری مثل ریاست مجمع بمانند و در کارهای مادی و مالی وارد نشوند زیرا معتقد بودند که ایشان انضباط اقتصادی ندارند و خانواده و اطرافیان می توانند از ایشان سو استفاده کنند. مثل همین اخباری که اخیرا از دانشگاه آزاد به گوش می رسد.
- یعنی ایشان خود را رقیب احمدی نژاد می داند؟
بله! اما احساس رقابت ایشان با آقای احمدی نژاد نفسا غلط است. چیزی که تاسف بارتر است این است که مثلا در عرصه بین المللی ایشان سعی می کند از کاری که دولت فعلی دارد انجام می دهد یک قدم جلوتر بردارد.دولت احمدی نژاد در طی این سالها سیگنالهایی به آمریکایی ها برای مذاکره داده است.آقای هاشمی با این موضع گیری ها در رابطه با آمریکا می خواهد بگوید که من در این موضوع از احمدی نژاد با سابقه تر هستم و من خیلی زودتر از احمدی نژاد ضرورت رابطه با آمریکا را حس کردم! و آنچه در این میان قربانی می شود مصالح ملی است. مثلا باز هم ایشان سطح خود را تنزل می دهند در حد رقابت با مشایی! مثلا آقای مشایی روزی گفت "مردم اسرائیل". حالا ایشان می گوید "کشور اسرائیل"! در صورتی که از نظر نظام، یک کشور فلسطین داریم که توسط یک سری نژادپرستهای افراطی صهیونیست اشغال شده است و اصلا چیزی به نام اسرائیل یا مردم اسرائیل را به رسمیت نمی شناسیم.
نظرات ()
۱-یکی از آموزه های مهم در مباحث استراتژیک شعار راهبردی "جهانی فکر کن،محلی عمل کن" است.این شعار بر اهمیت وسعت افق دید و نگاه کنشگران در مرحله اول و سپس تنظیم جزئیات امور بر اساس آن وسعت بینش و افق دید اشاره دارد. فی المثل آمریکایی ها خود را محدود در مرزهای جغرافیایی شان نمی بیند. برای آنان مرزهای آمریکا بر اساس منافع ملی آمریکا تعیین و تفسیر می شود و منافع ملی آمریکا نیز هم که نه در روی کره زمین که این روزها از کره ماه نیز فراتر رفته و به مریخ رسیده است.آمریکایی ها به خوبی فهمیده اند که جهان یک سیستم به هم پیوسته است که سرنوشت زیرسیستم ها به کل سیستم ارتباط و بستگی دارد و برای موفقیت در عرصه های مختلف داخلی باید همزمان و حتی پیش از آن وضعیت خود را در جهان مشخص و تثبیت کنند و از همین روسرنوشت آمریکا را به سرنوشت جهان گره زده اند. یکی از توفیقات آمریکا و غرب در تاثیرگزاری در عرصه بین المللی همین نگاه "جهان وطنانه " آنها به دنیاست.
همچنین امروزه سیاست خارجی آمریکا بر همراهی هزاران نخبه علمی،فرهنگی و اجتماعی در صدها موسسه و کانون تفکر(تینک تنک) خصوصی و دولتی استوار است.نویسندگان،تهیه کنندگان ، کارگردانان و هنرمندانی که با دارا بودن بینشی جهان وطنانه در خدمت اهداف و آرمان های داخلی و جهانی سیستم قرار گرفته اند.
۲-یک نمونه از این بینش جهان وطنانه را در روزهای پایانی سال ۹۰ شاهد بودیم که خبر بازداشت "جرج کلونی" منتشر شد که البته توجه چندانی رادر داخل بر نیانگیخت.این بازیگر و کارگردان هالیوودی به همراه پدرش در واشنگتن و در تجمعی که در اعتراض به نقض حقوق بشر در سودان در مقابل سفارت این کشور در واشنگتن برگزار شده بود بازداشت شد.برای تبیین علت این حضور باید ابتدا متوجه شد که کشوری مانند سودان چه ارتباطی می تواند با آمریکا داشته باشد؟
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()