هرمس

هرمس(ادریس نبی) را سر منشا علم و حکمت و فرزانگی دانسته اند...

 
جبهه علمی انقلاب اسلامی!
نویسنده : مهدیار - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

چند برداشت از همایش تحول در علوم انسانی

1- قبل از همایش شک داشتم بروم یا نروم، اصلا احساس خوبی نسبت به همایشها ندارم. اینجا هم همه صحبتهای آقایان را قبلا شنیده و خوانده بودم ، فشردگی سخنرانی ها و پنلها را که دیدم هم مزید بر علت شد چون بعید می دانستم از دل این سخنرانی های 20 دقیقه ای چیزی بیرون بیاید.... اما کمتر کسی است که با دغدغه های این چنینی اسم داوری و میرباقری و فیاض و کچوییان و رشاد و درخشان و پیروزمند و زیباکلام را یکجا ببیند و دلش نلغزد... با این حال و با اینکه تجربه های قبلی نشان می داد که  بعید است از همایش استقبال شود با تنی چند از رفقا راهی شدیم ، اما وقتی رسیدم داخل تالار جای سوزن انداختن نبود، خودم را هم داخل راه نداند و مجبور شدم در لابی تالار و  از طریق ویدئو پروژکتور برنامه را دنبال کنم... برای همچو منی که فقط آمده بود این برنامه را از غربت در بیاورد! دیدن این همه جمعیت معرکه بود...

2- اگر وحید جلیلی و نشریه راه را محور جمع شدن بچه های جبهه فرهنگی بدانیم باید از این به بعد فرهنگستان را محور جبهه علمی انقلاب اسلامی بشناسیم. فرهنگستان با جمع کردن همه کسانی که به نوعی به مباحث تولید علم دینی و بومی نظری مثبت دارند ، نشان داد شایستگی این عنوان را دارد. جالب اینجا بود که علی مصباح و خسروپناه که در گوشه و کنار به فرهنگستان بد و بیراه می گفتند نیز به نوعی در هیات داوری و یا برگزار کنندگان همایش حضور داشتند و حتی در کتابچه ای که فرهنگستان در معرفی همایش و کادر علمی آن چاپ کرده بود از آنان به نیکی یاد شده بود! به نظرم همین اخلاق نرم و لطیف فرهنگستانی ها در کنار آن حرفها و ادعاهای خشن! و رادیکال(به معنای بنیادی و نه تندروانه!) این همه آدم را از شیراز و ایلام و قم و... اینجا کشانده بود.

3- انگار فرهنگستانی ها که این چند سال گذشته در حوزه قم مورد بی اعتنایی علما و طلاب قرار گرفته اند به پیگیری تحول در علوم انسانی از طریق دانشگاهها امیدوارترند تا حوزه ها و این را می شود از مکان و نحوه برگزاری همایش فهمید.

4- حداقل فایده همایش برای من دیدن دوستان قدیمی بود:اساتید سابقی که از وجوشان بهره ها برده بودم، رفقایی که با همین دغدغه ها از دانشگاه شیراز به سمت معصومیه و باقرالعلوم و دانشگاههای تهران  هجرت کرده اند و هر سال بر تعداد آنها اضافه می شود، رفقای طلبه و دانشجوی قدیمی که سابق دغدغه عدالت خواهی داشتند و امروز در سنگر علوم انسانی اند....

5- اولین بایسته یک تحول علمی، دیدن هم دغدغه ای ها ! در قالب یک جبهه  و دوری از تخطئه یکدیگر است و احتمالا فرهنگستان هم بیشتر از این جهت یعنی جمع کردن همه اساتید ودانشجویان دغدغه مند دور هم به عنوان یک جبهه ،  ونه صرف یک همایش علمی دست به چنین ابتکاری زده بود....

گزارشی از همایش:

مناظره، تشکیل جبهه فرهنگی، طبقه‌بندی علوم، بازنگری در تعریف فقه


 
comment نظرات ()
 
 
بسته فرهنگی ، فرهنگ بسته ای!
نویسنده : مهدیار - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

1-  عمومی ترین تعریفی که از "فرهنگ" که در میان امثال ما جریان دارد این است که  فرهنگ را به عنوان یک امر متعالی و والا که در اختیار معدودی از نخبگان قرار دارد محسوب می کنیم.

 با این تعریف "کار فرهنگی" می شود توزیع "کالایی"  به نام فرهنگ که یا  توسط نخبگان تولید  یا مورد استفاده آنان قرار می گیرد. به عبارتی کار فرهنگی می شود  توزیع  آن "فرهنگ"  در قالب بسته هایی  شامل کتاب و بروشور ونشریه  که معمولا در اردوهای فرهنگی ، همایشها ، کارگاهها و... صورت می گیرد.

2-  اما در نگاههای متاخر تر فرهنگ کالایی نیست که بشود آن را در بسته قرار داد یا بر روی بیلبورد چسباند..... همه چیز فرهنگی است.(کسانی همچون فوکو "گفتمان" ها را سازنده  سوژه ها(انسانها) و ابژه ها ( واقعیات) دانسته و زبان را تجلی این گفتمانها می دانند . زبان مجموعه سمبل هایی است که ما برای معنی دار کردن و منظم کردن جهان قرارداد می کنیم. از این جهت فرهنگ با زبان در هم آمیخته است و زبان و بالتبع فرهنگ ، در زندگی روزمره تولید و باز تولید می شود. از این نظر با فرهنگ است که واقعیات اطراف شناخته می شوند و تحلیل میشوند یا به کار گرفته می شوند و در نتیجه همه چیز فرهنگی است و بار فرهنگی دارد. دیگر فرهنگ کالایی خاص و در دست عده ای خاص نیست: همه چیز فرهنگی است وفضا و  موقعیت است که می تواند بار فرهنگی چیز ها را ارزیابی کند و بیشتر یا کمتر فرهنگی بودنِ اشیا را برایمان مشخص کند.)

3-  سالهاست که در نهادهای فرهنگی دانشگاهها همچون مدیریت فرهنگی و نهاد رهبری و... سالانه ملیاردها تومان برای همین بسته های فرهنگی و امثالهم هزینه می شود. می خواهیم ارزشهای دینی و اخلاقی را در قالب این بسته های فرهنگی انتقال دهیم. اما دقت نمی کنیم که رفتار نگهبان و دربان دانشگاه، راننده اتوبوس، تابلوهای تبلیغاتی درون دانشگاه، ریخت و لباس اساتید، شکل ساختمانهای درون دانشگاه، نحوه توزیع غذا در سلف سرویس، نحوه تدرس اساتید و مهمتر از همه محتوی دروس دانشگاهی همه باری فرهنگی دارند و جزیی از فرهنگ هستند.

4- یا مثلا دانشجویان را برای آشنا نمودن با فرهنگ ایثار و شهادت به مناطق جنگی می بریم و سرشارشان می کنیم از انواع بسته های فرهنگی (چفیه و سربند و ....)  اما اثرات ِ فرهنگی ِ بی نظمی های مداوم تشکیلاتی و فقر و محرومیت ِاولین مدافعان ِتهاجم بعثی را فراموش می کنیم که چه بسا موثرتر از اهداف فرهنگی اولیه اردو  هستند.

5- برای مثال با این نگاه،  دیگر بی حجابی یک ناهنجاری ساده فرهنگی نیست که  بشود آن را تنها با یک یا دو تذکر یا چند پوستربا جملاتی در مورد فواید حجاب ، حل کرد. در اینجا فرهنگ باید به مثابه یک سیستم درهم تنیده از تمام واقعیات و اشیایی  که در اطرافمان هستند  ، مد نظر قرار گیرد. 


 
comment نظرات ()
 
 
فرهنگ سیاسی در ایران: یکپارچه سیاه یا گونه گون!
نویسنده : مهدیار - ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ٧ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

آلموند فرهنگ سیاسی را " الگوی نگرشها و سمت گیری های فردی نسبت به سیاست در میان اعضای یک نظام" تعریف می کند. از دیدگاه آلموند هر نظام سیاسی متضمن یک الگوی خاص از جهت گیری به سوی کنش های سیاسی است. (شریف, 1381, ص. 8) جهتگیری به معنی داشتن استعداد و آمادگی، برای اقدام سیاسی است که عواملی نظیر سنت، خاطرات تاریخی، انگیزه‏ها، هنجارها، احساسات، عواطف و نمادها این اقدامات را تعیین می‏کنند. (کشاورز, 1375, ص. 173) از نظر آلموند هر فرهنگ سیاسی توزیع خاصی از ایستارها، ارزش ها، احساسات، اطلاعات و مهارت‌های سیاسی است. (ابوطالبی, 1384, ص. 11) 

در آخر هرچند تعاریف مختلفی در مورد فرهنگ سیاسی وجود دارد، اما می توان اشتراکاتی را در تمام این تعریف‌ها پیدا کرد. با توجه به تعاریف فوق، فرهنگ سیاسی را می توان این گونه تعریف کرد: مجموعه ای از نظام اعتقادی، ارزش‌ها و نمادهای موجود در یک جامعه است که به رفتارهای سیاسی در برابر نظام سیاسی جهت می دهد. (ابوطالبی, 1384, ص. 12)

اما مهمترین انتقادی که به این تلقی از فرهنگ سیاسی وارد شده است یکپارچه بینی آن در طول زمان است و این نیز ناشی از متدولوژی پوزیتیویستی این برداشت ها به جای نگاه تفهمی به پدیده های فرهنگی است.است.

فرهنگ سیاسی ایران

در مورد فرهنگ سیاسی ایران زیاد گفته و شنیده شده ولی به طور کل می توان دو رویکرد را در این باره در میان نظرات منتشر شده یافت. یک دسته که عمدتا وابسته به جریان روشنفکری ایرانی هستند هیچ نقطه مثبتی در فرهنگ سیاسی پیش از انقلاب اسلامی در ایران قائل نیستند. برای مثال شریف با تاسی از بشیریه و با جمع بندی نظرات جریان روشنفکری، اقتدار گرایی ، توهم توطئه و فرهنگ ستیز و خشونت را اصلی ترین مولفه های فرهنگ سیاسی ایران قبل از انقلاب می داند (شریف, 1381, ص. 25-79) همچنین رزاقی مولفه های  فرهنگ سیاسی ایران قبل از انقلاب را شامل آمریت، نظریه توطئه، عدم تساهل و سعه صدر ، خشونت ، سیاست گریزی، بی اعتمادی سیاسی  می شمارد. (رزاقی, 1375, ص. 205-213) با کمی نظر در تاریخ ایران و به طور مثال برشمردن قیامهای سیاسی که توسط شیعیان و یا نهضت های شعوبیه برپا شده اند ، پادشاهانی که با خواست و اراده مردم به حکومت رسیده اند و... صحت این مدعا ها در مورد فرهنگ سیاسی ایرانیان دچار چالش خواهد شد.

همچنین برخی مانند کاتوزیان با الهام از مستشرقینی چون ویتفوگل، نظریه استبداد شرقی را فرهنگ سیاسی غالب در ایران در تمامی اعصار پیشین خود می شناسند.البته این یکپارچه بینی پوزیتیویستی و صوری (از لحاظ شکل حکومت) و توجه نکردن به معانی مختلفی (درک تفهمی ومعنا کاوانه)که ممکن است یک شکل از حکومت در اعصار مختلف برای تابعان آن داشته باشد ، این دست تحلیل ها را از مسیر تبیین صحیح نظریه تاریخ ایران و توصیف فرهنگ سیاسی ایرانیان خارج کرده است.

 ماده المواد این تحلیل های غالبا مفاهیمی است که در اندیشه سیاسی غرب مدرن و به تبع تاریخ منحصر به فردش  مطرح شده است.  نکته قابل توجه اینکه این تحلیلگران مدرنیستی اگر چه صدر تا ذیل فرهنگ سیاسی ایران را سیاه می بینند اما در حوزه فرهنگی از جریانهای باستان گرایانه حمایت می کنند . آنچه با در نظر گرفتن این دو نکته به ذهن خطور می کند این است که هم آن سیاه بینی نظری  و هم این باستان گرایی فرهنگی در جهت مقاصد سیاسی خاص مطرح می شوند.

به طور مثال آن سیاه بینی یکپارچه ، در آخر نسخه مدرن شدن کمال و تمام ما و تسلیم شدن  در مواجهه سیاسی و فرهنگی ما با غرب  را می پیچد و این باستان گرایی افراطی(البته با روایت مدرن و ضد اسلامی اش) نیز در پی هویت سازی غیر  دینی برای تسهیل این تسلیم است.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
 



-->