هرمس

هرمس(ادریس نبی) را سر منشا علم و حکمت و فرزانگی دانسته اند...

 
چهار روایت روی نمایشگاه کتاب!
نویسنده : مهدیار - ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

۱- از نظر بعضی ها نمایشگاه کتاب بزرگترین رویداد فرهنگی سال جمهوری اسلامی است چون حدود ۵.۵ میلیون نفر در سال گذشته از این نمایشگاه بازدید کرده اند. اینکه این آمار را از کجا به دست آورده اند خودش جای سوال دارد اما دیگرانی هستند که نمایشگاههای کتاب را بزرگترین رویداد ضد فرهنگی می دانند. ساده ترین دلیلشان هم این است که نمایشگاه کتاب به فروشگاه کتاب تبدیل شده و چرخه تولید- توزیع- مصرف کتاب را به هم زده و کار کتابفروشی های خرده پا در تهران و مخصوصا شهرستانها را با مشکل جدی مواجه کرده است. (برای روشن تر شدن موضوع اینجا و اینجا را بخوانید).

(کتابهایی که از نمایشگاه امسال خریدم)


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
آیا تاریخ ایران تاریخ پادشاهان است؟(چرخش از تاریخ سیاسی به تاریخ فرهنگی)
نویسنده : مهدیار - ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
 
تغییر و اصلاح کتابهای درسی تاریخ در آموزش و پرورش مسئله ای است که هر از چندگاهی در فضای رسانه ای مطرح شده و بازتابهای مثبت و منفی ای را در پی داشته است و درسالی که گذشت نیز این مساله خبر ساز شد.اما ماجرا از آنجا آغاز شد که حدود دو سال پیش در رسانه ها به نقل از مدیرکل سابق برنامه‌ریزی‌ و تألیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش نوشته شد:"پادشاهان از کتابهای درسی تاریخ حذف می شوند". البته ایشان بعدا در مصاحبه ای با تکذیب این نقل قول اظهار داشت: "پادشاهان و چهره‌های مهم در تاریخ ایران از کتاب‌های درسی حذف نمی‌شوند و تنها برخی از چهره‌های علمی به این کتاب‌ها اضافه خواهند شد." 

اما نقل قول اولیه مبنای اظهار نظر بعضی اصحاب تاریخ از جمله خسرو معتضد شد که طراحان این طرح را عده ای "بیکار و بیسواد" خوانده بود. همچنین مدتی پیش مدیر فعلی دفتر برنامه ریزی و تالیف کتب درسی در گفتگویی در این باره اعلام کرد:" شاهان را حذف نکرد‌ه‌ایم بلکه سلسله های شاهنشاهی را از تاریخ کشور حذف کرده‌ایم" وی در ادامه از پرکردن ذهن و حافظه‌ی کودکان از ارقام و اعداد سال تولد و مرگ پادشان انتقاد کرده و گفته بود:«...در آموزش تاریخ باید به چرایی آن پرداخته شود تا دانش آن بتواند چراغ راه آینده ما و آینه‌ای از گذشتگان باشد.». همین اظهار نظرهای جدید نیز سیلی از بازتابها را در رسانه ها در پی داشت و حتی وزرات آموزش و پرورش به دستکاری سیاسی در تاریخ متهم شد.

جدای از منازعات فوق،با نگاهی به تحولات اخیر در علم تاریخ و تاریخ نگاری در می یابیم که کتابهای درسی و آموزشی تاریخ در کشور ما دچار اشکالات فراوانی است. کتابهای آموزشی فعلی تاریخ بر اساس نگاههای کلاسیک به تاریخ نگاشته شده اند. تاریخ نگاری کلاسیک بیشتر نوعی وقایع نگاری روایتی یا نقل پشت سر هم وقایع به ظاهر گسسته است. وقایع مورد اشاره هم غالبا وقایع سیاسی و نظامی هستند. در این رویکرد ،تاریخ نگاران رفت و آمد دولت ها، رفتارهای حاکمان و عاملان آنها ،شکست ها و پیروزی های سلسله های حکومتی در جنگها و به طور کلی وقایع سیاسی و نظامی و رفتار نخبگان سیاسی را به عنوان تاریخ جوامع در نظر گرفته و کمتر به وجوه اجتماعی و فرهنگی زندگی مردمان توجه می کنند. 

 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
اولین فستیوال شعر و موسیقی ضد آمریکایی طبس در گفتگو با محسن صفایی فرد
نویسنده : مهدیار - ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
 
میثم مهدیار: اولین فستیوال شعر و موسیقی ضد آمریکایی طبس قرار بود پنجم اردیبهشت ماه مصادف با سالروز واقعه طبس توسط دفتر مطالعات جبهه فرهنگی در تهران برگزار گردد. اما تاریخ این فستیوال به ۱۲ تیرماه تغییر یافته است. 
در رابطه با اهداف برگزاری این همایش و علت تغییر زمان برگزاری آن گفتگویی با محسن صفایی فرد دبیر برگزاری این فستیوال داشته ایم:
 


آقای صفایی فرد ابتدا از اهداف برگزاری این فستیوال برای خوانندگان و کاربران سایت بگویید:
در فضای اجتماعی کشور، ملت ما در کنار ملتهای دیگر، خاطرات زیادی از ارتباط با امپریالیسم جهانی که تبلورش در آمریکا است در ذهن دارند. از کودتای ۲۸ مرداد گرفته تا ۱۶ آذر، قضایای پیروزی انقلاب و اسنادی که بعد از فتح لانه جاسوسی بدست آمد که نشان از دخالت بی حد و حصر آمریکایی ها در امورات داخلی ما قبل و بعد از انقلاب داشت، بحث آغاز جنگ تحمیلی با تحریک و حمایت آمریکایی ها و بعد هم حمایت همه جانبه از صدام بعثی ،همچنین حمله به صحرای طبس و سقوط هواپیماهایشان ، سرنگونی هواپیمای مسافربری توسط ناو هواپیمابر وینسنس و بعد دادن نشان شجاعت به فرمانده ناو، تحریمهای اقتصادی و سیاسی ای که بعد از آن علیه ما به راه انداختند، حمایت از خرابکاران و تروریستهایی که دستشان به خون هزاران ایرانی از جمله مردم کوچه و بازار و نیز دانشمندان ما آلوده بود، فرستادن پهبادهای جاسوسی به آسمان ایران و... تنها نمونه هایی از خاطراتی است که ما در این یک سده اخیر از آمریکا داشته ایم.

در این خاطرات ما اشتراکات بسیاری با دیگر ملت ها از جمله شیلی، ژاپن، چین، ویتنام و... داشته و داریم. بعد از آغاز جنبش وال استریت احساس می شود که یک فضای جهانی مشترک ویژه ای نه تنها در کشورهایی که ذکر کردم بلکه حتی در خود آمریکا نیز ایجاد و برجسته شده است. در راستای همین همبستگی جهانی ما احساس کردیم که می شود در قالب یک فستیوال هنری این همبستگی جهانی و تاریخی را به یک شخصیت و عینیتی نزدیک کنیم. البته ما آغاز گر این حرکت هنری نبوده ایم. قبل از شروع این فستیوال ما با جستجو در فضای مجازی حدود ۲۰۰ کلیپ ضد آمریکایی از گروههای موسیقی برجسته در دنیا پیدا کردیم و متوجه شدیم که موسیقی ضد آمریکایی اصالتا خودش یک مکتب است مانند "ویکتور خارای" شیلیایی و "باب مارلی " جامائیکایی و دیگرانی که در این عرصه صاحب آثاری هستند. البته در کشور ما با اینکه در این ارتباط امپریالیستی سابقه زیادی داریم و در این راه هزینه زیادی هم داده ایم اما متاسفانه در بخش موسیقی هنرمند شاخصی نداریم.البته در حوزه شعر هنرمندان مردمی ای داریم مانند آقای قزوه، مودب و داوودی و ... که آثار فاخری در این عرصه تولید کرده اند.

 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
سرمایه فرهنگی تنها در اختیار مرفهین!
نویسنده : مهدیار - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
 
هدفمندی یارانه ها اگر چه تاثیرات مثبتی بر روی توزیع عادلانه سرمایه های ملی و صرفه جویی در مصرف حاملهای انرژی در ایران داشته است اما در عین حال از نظر فرهنگی و اجتماعی پیامدهایی داشته که تا کنون توجهی جدی به آنها نشده است. البته مدیریت نا صحیح این طرح در چندماه گذشته نیز باعث رشد سرسام آور تورم شده و پیامدهای زیانبار پیش گفته را مضاعف کرده است.

در واقع یکی از اهداف هدفمندی یارانه ها، صرفه جویی در مصرف انرژی و مدیریت دلخواه یارانه ها توسط خانواده ها بود. اما عدم هماهنگی میزان یارانه پرداختی با هزینه های خانوارها باعث می شود که این صرفه جویی ها بیشتر پرِ مصرفِ فرهنگیِ خانوارها را بگیرد. یعنی همه ی یارانه پرداختی تنها قسمتی از هزینه مصرف اقتصادی خانواده ها مثل آب و برق و گاز و نان و... را جبران می کند ودر نتیجه سر هزینه های فرهنگی بی کلاه می ماند و کدام خانواده است که حاضر باشد از نان شب فرزندانش برای خرید کتاب بزند!؟ در نتیجه یکی از پیامدهای اجتماعی طرح مذکور که البته برخی از کارشناسان قبل از اجرای طرح نیز نسبت به آن هشدار داده بودند انحصار"سرمایه های فرهنگی" در دستان طبقات مرفه جامعه است.

سرمایه فرهنگی در عرض مقوله ها سرمایه اقتصادی و سرمایه اجتماعی قرار می گیرد. سرمایه اقتصادی هر فرد همان میزان دارایی های مادی قابل انتقال فرد است که ممکن است از راه فعالیت اقتصادی یا ارث و میراث به وی رسیده باشد. سرمایه اجتماعی به تراکم شبکه روابط اجتماعی فرد اشاره دارد که در آن هر چه بیشتر دارای سرمایه اجتماعی باشد در میان دیگران (شبکه مخاطبانش) مورد اعتماد تر است و فرد در رسیدن به اهداف اجتماعی اش سریعتر و موفق تر است. مفهوم سرمایه فرهنگی اما به زبان ساده به معنی قدرت شناخت و قابلیت استفاده از کالاهای فرهنگی (کتاب، سینما، مدرک تحصیلی و زبان و...) در هر فرد است که هم بواسطه آموزش و تربیت خانوادگی و مدرسه و هم بواسطه قدرت اقتصادی از آنها منتفع خواهد شد.

معمولا هنگامی که از نابرابری صحبت می شود همه ی توجه ها به نابرابری ها در سرمایه اقتصادی معطوف می شود و کمتر به نابرابری ها در سرمایه اجتماعی و فرهنگی توجه می شود. ولی پیر بوردیو (جامعه شناس فرانسوی) در دهه ۱۹۸۰ با وضع واژه سرمایه فرهنگی، نابرابری های فرهنگی را که قسمت اعظم آن بر اثر نابرابری های اقتصادی تولید و بازتولید می شود را مورد تاکید قرار داد.

با عطف نظر به ابعاد مادی سرمایه فرهنگی، مصرف کالاها و فرآورده های فرهنگی به عنوان یکی از شاخصه های اصلی این سرمایه می باشد. کالاهای فرهنگی شامل آن دسته از کالاها خواهدبود که تعریف کننده شیوه متمایزی از زیست می باشد و لذا دربرگیرنده اندیشه ویژه ای نیز خواهد بود. از اینرو می توان به مصرف مدل های پوشش، وسیله های تزئینی، داشتن ابزارها و تکنولوژی ها (وسایل خانگی، وسیله های ارتباطی مثل موبایل و اینترنت و ... )، رفتن به فضاهای منتشر کننده تفکری ویژه همچون کافی شاپ ها، سینماها، فرهنگسراها، سالن های ورزشی، کتابخانه ها وکلاسهای آموزشی زبان و موسیقی و دیگر فضاهای معروف به اماکن فرهنگی اشاره کرد. کالاهای فرهنگی به دلیل داشتن بار نمادین بسیار قدرتمند می توانند طبقه بندی و سلسله مراتبی بودن اعضای جامعه را در فضاهای تعاملی اجتماعی مشخص سازند. زمانی که نسبت تقاضا و برآورده شدن مصرف این نوع از کالاهای فرهنگی در اعضایی از جامعه بالا رفت می توان گفت که این افراد دارای سرمایه اجتماعی(ارتباطات) بالاتری می باشند. تهیه کردن کالاهای فرهنگی سرمایه های مادی را می طلبد و طبقات پایین تر (به خاطر کمبود سرمایه های مادی) نمی توانند این نوع از کالاهای فرهنگی را به دست آورند و در سلسله مراتب اجتماعی در پایین ترین سطح جای می گیرند. در این صورت طبقات پایین تر نمی توانند در تولید هنجارها وسیاست های اجتماعی نقشی ایفا کنند و طبقه مرفه بر اساس ذائقه خود به تولید و باز تولید ارزشها و هنجارها و سیاستهای اجتماعی دست می زنند که خود بازیگر اصلی آن هستند و در یک فرایند تشدید فقرا هر روز بیشتر به حاشیه کشیده می شوند.

یعنی طبقات بالا بواسطه در اختیار گرفتن سرمایه های فرهنگی مثل رسانه های مستقیم (مثل فیلمها و سریالها و کتابها و نشریات) و غیر مستقیم (مانند سبک زندگی و سبک پوشش ومد و...) چیزهایی را به عنوان مسائل مهم و ارزشی در جامعه مطرح می کنند که در آن لحظه زمانی تنها خود می توانند آنها را در اختیار بگیرند و دیگر طبقات نیز برای مطرح شدن در عرصه عمومی باید به دنبال همین مسائل و هنجارها و ارزشها باشند والبته هنگامی که تلاش آنها به ثمر می نشیند طبقات بالاتر ارزشهای جدیدتری را خلق کرده اند و طبقات پایین تر باید برای فراهم کردن و عینی کردن این ارزشهای جدید دوباره تلاش کنند و این دور ادامه دارد.

برای مثال وزیر محترم ارشاد اوایل امسال از اختصاص ده میلیارد تومان یارانه خرید کتاب به طلاب و دانشجویان خبر داد. آمار رسمی حکایت از آن دارد که حدود ۴.۵ میلیون نفر دانشجو(غیر از طلاب) در کشور وجود دارد. با یک تقسیم ساده سرانه مصرف هر دانشجو حدود ۲۰۰۰ تومان می شود. (که البته تنها کسانی از این یارانه بهره مند می شوند که با دسترسی به منابع اطلاع رسانی مثل روزنامه ها و سایتها زودتر از بقیه در پرتال دریافت یارانه کتاب ثبت نام کرده باشند!) دولت با حذف پرداخت یارانه کاغذ به انتشاراتی ها در صدد بود یارانه کاغذ را به مخاطبان ارائه کند اما نتیجه این می شود که سرانه یارانه کتاب هر دانشجو حدود دو هزار تومان در سال می شود که قریب به یقین این یارانه هم صرف خرید کتابهای درسی و کنکور و... می شود و کتابها و نشریات فرهنگی تنها توسط طبقات بالاتری که وضعیت اقتصادی مناسب تری دارند تهیه می شود و همین باعث شکاف فرهنگی و اطلاعاتی در جامعه می شود. در یک دور باطل انتشاراتی ها نیز با درک این موضوع، بیشتر چاپ کتابهایی را در دستور کار خود قرار می دهند که بازگو کننده علاقه و ذائقه قشر مرفه باشد تا فروش و سود حاصله بیشتر شود.

در نظام لیبرال دموکراسی همین دور باطل باعث تسلط هژمونی فرهنگی طبقه بورژوا و سرمایه دار توسط رسانه ها و دستگاههای پرورشی تحت تسلط خود، بر آفرینش ارزش ها و هنجارهای عمومی شده است و همین فرایند است که ایجاد "جنبش های نود ونه درصدی" در مقابل "یک درصد سرمایه دار" در کشورهای عضو نظام لیبرال سرمایه داری را موجب شده است.

برای کاستن از این شکاف یکی از وظایف دولت فراهم کردن امکانات فرهنگی رایگان و کم هزینه(تحصیل و ورزش رایگان و...) برای طبقات پایین جامعه می باشد که آنها بتوانند در این رقابت نابرابر در عرصه فرهنگی، عرض اندام حداقلی ای داشته باشند. اما در یکی دو سال گذشته دولت نه تنها در این عرصه ها پیشرفتی نکرده بلکه طرحهایی چون پذیرش دانشجوی پولی، افزایش بلیط سینماها و مراکز ورزشی و... باعث فاصله گیری بیشتر قشر مستضعف از فضاها و کالاهای فرهنگی (سرمایه فرهنگی ) شده است. قشر مستضعفی که قرار بود "ولی نعمتان انقلاب" باشند و مسئولین یک موی آنها را به کاخ نشینان ندهند.

 
comment نظرات ()
 
 
نقد آقای ابطحی(دانشجوی دکتری فلسفه علم) به یادداشت طب مدرن و طب سنتی
نویسنده : مهدیار - ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

جناب آقای مهدیار 
سلام علیکم
خوشحالم از این که بحث و گفتگویی جدی درباره طب سنتی یا طب اسلامی در سایت الف آغاز شده است. امیدوارم سطح علمی بحثها ارتقاء پیدا کند و به روشن شدن ابعاد مختلف طب سنتی یا طب اسلامی به عنوان مصداقی از علم دینی و بومی بینجامد. 
چند نکته ای درباره یادداشت شما  به نظرم رسید که شایسته دیدم از همین طریق به اطلاع شما و خوانندگان محترم بحث درگرفته درباره طب اسلامی! و مدرن! برسانم:


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
چگونه اعتماد به کالای ایرانی را افزایش دهیم؟
نویسنده : مهدیار - ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

 

چند سال پیش وقتی که با همسرم می خواستیم برای خرید جهیزیه ایشان اقدام کنیم تصمیم گرفتیم تا جایی که امکان دارد لوازم خانگی با مارک داخلی تهیه کنیم. اما از نتیجه کارمان بیمناک بویم. برای همین مدتی را به پرس و جو از اقوام و آشنایان گذراندیم تا بتوانیم مارک های با کیفیتی را خریداری کنیم و به اصطلاح "پولمان را حرام نکنیم". البته اگر چه این پرس و جو مقداری از وقتمان را گرفت ولی حالا بعد از چند سال از اغلب وسایلی که خریداری کردیم راضی هستیم.


امسالی که به نام حمایت از کار و سرمایه داخلی نامگذاری شده علاوه بر مسئولیتهایی که بر دوش دولتمردان می گذارد همراهی مردم را نیز می طلبد. از این جمله استفاده هموطنان از کالاهای تولید داخل است. با اینکه کیفیت برخی کالاهای ایرانی از مشابه خارجی اش بیشتر است اما مهمترین مانع در این راه عدم اعتماد هموطنان به کالاهای ایرانی است. در حقیقت بیش از اینکه مارک یک محصول برای یک خانواده مهم باشد کیفیت و استحکام و ماندگاری کالاست که اهمیت دارد. اما آیا همه فرصت این را دارند که مدتی را به پرس و جو برای خرید یک کالای با کیفیت ایرانی سپری کنند؟ و از کجا معلوم که پرس و جویشان به نتیجه مناسب برسد؟

به نظر می رسد که وجود موسسه ای قابل اعتماد که این کار را به نیابت از مردم انجام دهد ضروری است. یعنی یک مرجع قابل اعتماد کیفیت کالاهای تولید داخل را تضمین کند. شاید برخی بگویند "موسسه استاندارد ایران" این کار را در داخل انجام می دهد اما باید توجه داشت که معیارهای "موسسه استاندارد ایران" حداقلی است و فقط به مرحله تولید اختصاص دارد. یعنی اگر کالاهایی این معیارها را داشته باشند از فیلتر استاندارد عبور می کنند و ممهور به مهر استاندارد می شوند ولی بین این کالاهای استاندارد شده رتبه بندی صورت نمی گیرد. اما به نظر می رسد که باید موسسه یا موسساتی وجود داشته باشند که علاوه بر استانداردهای تولیدی به رضایت مشتریان و مصرف کنندگان نیز توجه داشته باشد و کالاها را علاوه بر کیفیت تولیدیشان بر اساس رضایت مردم نیز رتبه بندی کنند. شبیه این چنین کاری را چند سالی است که در صنعت خودرو می بینیم. یعنی هر ساله یک رتبه بندی بر اساس معیارهایی چون رضایت مشتریان، مصرف سوخت، قیمت،کیفیت و... از خودروهای داخلی و خارجی در رسانه ها منتشر می شود و می تواند یک فاکتور مهم در تصمیم گیری مشتری برای خرید یک خودرو باشد. در این رتبه بندی منتشر شده گاهی می بینیم که خودرویی که اغلب قطعاتش در ایران تولید و مونتاژ می شود از خودروهایی که کاملا وارداتی هستند بالاتر قرار می گیرد.

اگر چنین موسساتی(که بهتر است ترکیبی از دولت و سازمانهای مردم نهاد باشند) ایجاد شوند و به دور از مصلحت جویی های دولتی و خدای نکرده رانتخواری و سوگیریهای تبلیغاتی، بتوانند اعتماد مردم را جلب کنند؛ مصرف کنندگان ایرانی هم با اطمینان بیشتری می توانند بسوی کالای داخلی گرایش پیدا کنند و تولیدکنندگان ایرانی هم متوجه می شوند بازار بین کالای مرغوب و کمتر مرغوب، تمایز قابل می شود پس برای افزایش کیفیت بیشتر تلاش می کنند.



 
comment نظرات ()
 
 
فرهنگ کار در گفتگو با دکتر علی انتظاری
نویسنده : مهدیار - ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز ٢ اردیبهشت ۱۳٩۱
 
میثم مهدیار: دکتر علی انتظاری مدیر گروه جامعه شناسی در دانشگاه علامه طباطبایی است.یکی از دغدغه های علمی ایشان موضوع فرهنگ کار است. در گفتگویی از ایشان خواستیم در مورد دغدغه ها و یافته هایشان در مورد وضعیت فرهنگ کار در کشور برای ما بگویند. آنچه در پیش دارید تلخیصی از این گفتگوست.

بسم الله الرحمن الرحیم
ببینید ما دیگر عادت کرده ایم به مشکلات و آسیب های فقدان فرهنگ کار. یعنی دیگر ابعاد عجیب و غریب فقدان فرهنگ کار را در کشورمان نمی بینیم و حساس نیستیم. از دانشگاهها گرفته تا رسانه ها! که من برای هر کدام مصادیقی عرض می کنم. عرض کردم فقدان فرهنگ کار خیلی عادی شده است و شاید بتوان با یک مقایسه تطبیقی با فرهنگ اصیل دینی خودمان یا وضعیت فعلی غرب بتوان تلنگری ایجاد کرد .

کار یک ارزش در دین و سنت ما
اول اینکه در فرهنگ دینی و سنتیِ ما، کار جوهره ی مرد به حساب می آمده است و کارها هم در یک راستا محسوب می شده اند یعنی نوع کار خیلی مهم نبوده است ،مهم حلال و اخلاقی بودن آن بوده است.در آموزه های دینی مان به شدت به کار و کسب رزق حلال تاکید شده است و می بینیم مثلا حضرت علی(ع) اقدام به آباد نمودن زمین های اطراف مدینه می کرده است. الان که مدینه می روید بطری های آب معدنی را می بینید که رویش نوشته "آبار علی" یعنی از چاههایی که ایشان در ۱۴۰۰ سال پیش حفر کرده اند هنوز مردم و دولت عربستان منتفع هستند.

فرهنگ کار در دیگر کشورها
. مثلا یکی از عوامل افت تحصیلی در نوجوانان در غرب کار کردن بیش از اندازه است و این نه تنها در خانواده های فقیر که در قشر متوسط جامعه که اکثریت را تشکیل می دهند هم دیده می شود. کارهایی هم که این نوجوانان انجام می دهند کارهای به اصطلاح ما " بی کلاسی " است. مثل تمیز کردن در هتل ها، شستشو در رستورانها و... چرا؟ چون آنها کار کردن را یک ارزش می دانند.حالا مقایسه کنید با طبقات محروم در جامعه خودمان که اصلا کا را عار و ننگ می دانند. اگر هم دنبال کار باشند دنبال کارهای "اطو کشیده" هستند وکار یدی را ننگ می دانند. تقریبا اندازه کارگران افغانی ما در ایران نیروی بیکار داریم چرا؟ به همان دلیلی که عرض کردم.



 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
طب مدرن(علم مدرن) در قیاس با طب سنتی+ جوابیه یک پزشک
نویسنده : مهدیار - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

مدتی است که سایت الف میزبان مناظره ای پیرامون طب سنتی و طب مدرن است و طرفداران و منتقدان هر دوطیف دیدگاههای خود را بیان می کنند. در جدید ترین مطالب منتشره در سایت یکی از پزشکان با ارسال یادداشتی با عنوان "نقدی بر ادعاهای آقای روازاده" ابتدا دکتر روازاده را مصداق کامل طب سنتی گرفته اند و چون به برخی دعاوی ایشان انتقاد داشته اند کل طب سنتی را زیر سوال برده اند.

لازم به ذکر است نزدیک دو دهه است که در غرب به خاطر انتقادات فراوانی که به عوارض طب مدرن شده است "طب مکمل" و "طب کل گرا" کم کم جایگزین طب مدرن کلاسیک شده اند و در واقع روشهای طب سنتی به کمک روشهای مدرن آمده اند تا از عوارض آن بکاهند. اما هنوز این جایگزینی ها در ایران رایج نشده،عده ای شمشیر از رو بسته اند. اما با توجه به اینکه هم در یادداشت این دوست عزیز و هم در کامنتهایی که در ذیل مطالبی که در بالا به آنها اشاره شد، بعضا دیدگاههای تاریخ گذشته(هر چند دوست ندارم این عبارت را به کار ببرم) اما رایجی(مخصوصا در ایران) در مورد "علم" وجود دارد لازم دیدم نکاتی را خدمت این دوست عزیز و همفکرانشان (که البته کم تعداد هم نیستند و تقریبا همه رسانه های جمعی مخصوصا صدا وسیما میزبان هر روزه آنان است ولی کمترین نقد به طب مدرن را با بدترین الفاظ پاسخ می دهند) عرض کنم.

البته من در مقام رد یا قبول دعاوی جزیی امثال آقای روازاده یا مخالفانشان نیستم و فی المثل نمی توانم اثبات یا رد کنم که "نمک دریا ید دارد یا خیر!" بلکه بحثم هستی شناسانه و معرفت شناسانه است. بحثهایی که متاسفانه در دانشگاههای ما کمتر به آنها پرداخته می شود. در ادامه در چند بند سعی می کنم با چند مثال عینی و تجربه زیسته بتوانم منظورم را به خوانندگان برسانم و در نهایت آماده دریافت اظهار نظرهای دوستان در این باره هستم.


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
 



-->