هرمس

هرمس(ادریس نبی) را سر منشا علم و حکمت و فرزانگی دانسته اند...

 
روشنفکران و شکست در پیامبری
نویسنده : مهدیار - ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ٢۱ تیر ۱۳٩٢
 

  

حسین کچویان

 

ایوا اتزیونی-هالوی/ترجمه حسین کچویان/انتشارات کتاب فردا ،1391

نویسنده روشنفکران معاصر غربی را گروه متمایزی می داند که ابزارهای تولید آنان مغزهای آنان است  و سرمایه هایشان آموزش های آنان است و کالاهایی که تولید می کنند دانش،عقاید و نمادهاست. موقعیت و اعتبار آنها متکی به اقناع دیگران است و در این امر آنچنان موفق بوده اند که بسیاری از همگنان آنان قادر به بالا رفتن از مقام پیامبری یعنی اصلاح جامعه و  پیش بینی آینده بوده اند و نفوذ آنان در مجاری اجتماعی و سیاسی غرب اساسی و رو به گسترش بوده است.

 با این وجود از نظر نویسنده روشنفکران غرب پیامبرانی ناکام هستند و این شکست آنان نه به دلیل بی اعتباری دانشی که فراهم آورده اند و نه به علت بی توجهی به قدرت های موجود به موعظه های آنان بوده است بلکه بیشتر بدین دلیل شکست خورده اند که دانش عرضه شده بوسیله آنان، و موعظه هایی که القا کرده اند ، به آن اندازه ای که مورد ادعای بعضی از آنان است، به اصلاح اخلاقی و بهبود اقتصادی و اجتماعی غرب کمکی نکرده است.  آنان به این دلیل شکست خورده اند که دانش و موعظه ایشان خود مشکلاتی برای جامعه بوجود آورده است. این کتاب که در دهه  80 به رشته تالیف در آمده است تحولات و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی در 60 و 70 غرب از جمله اعتراضات دانشجویی و پس افتادگی اقتصادی و نتایج حاصل از آن را پس از اینکه روشنفکران (که تعدادشان رو به گسترش بوده و هست)، پیش از آن، آینده شکوفایی را برای غرب پیش نگری کرده بودند، را از نشانه های این شکست می داند.

روشنفکران سعی کرده اند که دانشی برای سیاست گذاری و آینده نگری پایه نهند و برای جلب حمایت های مالی تلاش کرده اند این تولید دانش نظری را با نشان دادن فواید آن برای جامعه مشروع جلوه دهند اما با ناسازگاری ذاتی و شکاف میان دانش نظری و سیاست گذاری این مشروعیت با بحران مواجه شده است. این ناسازگاری میان دانش نظری و سیاستگذاری اجتماعی به دلایل زیر رخ داده است:

دانش نظری از خلال ارائه استدلال میان جامعه روشنفکری و سیاست عملی اجتماعی از طریق طرح در دستور کارهای سیاسی و اداری هیئت های تصمیم گیر، خود را به جلو می کشد. اولی از طریق نقادی و مباحثه به کامیابی می رسد، اما بخت بقای دومی با معارضه از بین می رود و اولی هنگامی در مبارزه برای بقا به پیروزی می رسد که در شکل اصلی آن همواره تایید جمع را به دست آورده باشد، دومی تنها زمانی می تواند در مبارزه برای بقا پیروز شود که از جریان یک مجموعه مصالحه میان منافع ومتفاوت گذر کند. سرانجام پاداشی که یک معاضدت روشنفکرانه موفق برای مبدع خود به ارمغان می آورد، به طور عمده،شناسایی و جلب توجه است در حالی که اجر حاصل از یک سیاست گذاری موفق برای سیاست گذاران بیش از هرچیزی قدرت است.

از همه مهمتر اینکه بر حسب ماهیت، دانش تولید شده توسط تحقیقات اجتماعی همیشه غیر یکپارچه ناقص و غیر قطعی است. به دلیل پیچیدگی مسایل اجتماعی معمولا همه وجوه مربوط به یک مسئله حتی در طرح های تحقیقاتی چند متغییری نیز قابل لحاظ نیست. با تمرکز بر بعضی وجوه، تحقیقات وجوه دیگر را کنار میگذارند که ملحوظ کردن آن ها می توانست به نتایج متفاوتی منجر شود. طرح های تحقیقاتی انجام شده بر روی جمعیت های مختلف اغلب به مستندات تجربی ناسازگار یا متناقض می رسند؛ مستندات تجربی خود بی هیچ تمایزی بر روی تفسیرهای معارض گشوده شده اند که تقریبا به الزامات عملی متفاوتی منجر می شود. البته این مساله مربوط به جوانی نسبی علوم رفتاری نیست، بلکه با پیچیدگی و حالت خاص طبیعت انسانی و مساله اراده آزاد او ارتباط دارد.

شکست در سیاست گذاری عملی علوم طبیعی بر اساس دانش نظری آن البته به دلیل دیگری رخ داده است. در علوم طبیعی و فیزیک، در تقابل با علوم اجتماعی و انسانی مهمترین شکاف ، شکاف میان دانش نظری و نتایج کاربردی نیست بلکه میان نتایج عملی دانش و سودمندی آن است. به لحاظ خنثی بودن علم طبیعی تجربی از ارزشها، در منطق درونی و یا ساخت ذاتی آن، چیزی نیست که مانع انجام دادن اکتشافات کم ارزش و مضر شود. پس در رشد و تراکم علم در  کنار منافع آن مضرات آن  ناگزیر رشد می یابد و متراکم می شود که غیر قابل برگشت نیز هستند. از این جهت این مضرات چیزی نیستند که آنچنان که دانیل بل در «جامعه فراصنعتی» خود استدلال کرده است توسط اقدامات جایگزین اجتماعی حذف شوند بلکه جزو ذات و ماهیت جدایی ناپذیر آن هستند.

 


 
comment نظرات ()
 
 
 



-->