هرمس

هرمس(ادریس نبی) را سر منشا علم و حکمت و فرزانگی دانسته اند...

 
مرجع مکتب ایرانی!
نویسنده : هرمس - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ٢٠ امرداد ۱۳۸٩
 

همایش ایرانیان خارج از کشور یک مدعو  آمریکایی به نام پروفسور ریچارد فرای داشت که سعی میکرد با زبان دست و پا شکسته فارسی از ارادت خود به فرهنگ ایران سخن بگوید.این محقق آمریکایی در پایان سخنرانی اش از درخواستش برای دفن در کنار زاینده رود(همچون پروفسور پوپ)سخن گفت. درخواستی که بلافاصله توسط رییس جمهور و با اهدا یک خانه سنتی در اصفهان پاسخ داده شد.(عکس ها)


برای آنانی که در زمینه تاریخ ایران به تحقیق و مطالعه مشغولند نام ریچارد ن.فرای به عنوان یک مستشرق و ایران شناس آشناست. دو کتاب میراث باستانی ایران(the heritage of persia) و عصر زرین فرهنگ ایران(the golden age of persia) حاصل تحقیقات چندین ساله وی در زمینه تاریخ ایران باستان(کتاب اول) و ایران بعد از اسلام(کتاب دوم) است.

 

به اعتقاد من مشایی سخنان و تفکرات خود را از کتاب عصر زرین فرهنگ ایران وام گرفته و علت دعوت ریچارد فرای به این همایش هم همین مسئله بوده است. 


ریچارد ن. فرای در کتاب دوم خود یعنی عصر زرین فرهنگ ایران(که توسط انتشارات سروش ترجمه و چاپ شده است) به بررسی تاثیر فرهنگ ایرانی بر اسلام پرداخته است.
نویسنده  در جای جای کتاب  سعی در اثبات  این مطلب دارد که خصلت  ایرانیان  محافظه کاری است و آنان فرهنگهای مختلف را ابتدا با سنت کهن خود سازگار میکنند و سپس  میپذیرند. به طور مثال  وی معتقد است ایرانیان در حقیقت اسلام را نپذیرفتند بلکه با روحیه محافظه کاری خود و پس از حمله عربان اسلام را ایرانی کردند و با این ایرانی ساختن ،دین و تمدنی جهانی پدید آوردند که به خویها و اعتقادات و آیینهای عربی بادیه(پیامبر و اصحابش) ربط نداشت.تمدنی که با حمله ترکان دچار انحطاط شد و با شاه اسماعیل موسس سلسله صفویان دوباره نضج گرفت.
البته او پایه های حکومت صفویان را بیشتر از آنکه بر اسلام نهد بر سنت هخامنشی کوروش و نیز ساسانیان استوار میداند. فرای در این کتاب شیعه را یک قرائت ایرانی از اسلام میداند و حتی فراتر از این از تاثیرات زردشت بر دین آورده شده توسط محمد(ص) سخن میگوید!
وی اعتقاد دارد ایرانیان درهمه دورانها سعی در حفظ اعتقادات و رسوم کهن خود در بسیاری از جنبه ها دارند و برای حفظ این رسوم دست به هر کاری میزنند!
او حتی پار را از این فراتر گذاشته و نسب بعضی امام زادگان را پیش از اسلام و در مذهب زرتشتی  میداند که طبق همان خصلت محافظه کاری ایرانیان رنگ و بوی اسلامی گرفته اند.
وی ریشه بسیاری از تفکرات فیلسوفان ایرانی مسلمان  را نیز در سنت باستانی ایران میداند و فی المثل ریشه تفکرات شیخ اشراق را به افلاطون و زرتشت می رساند و البته در این میان از اسلام خبری نیست!
وی سعی میکند در همه مولفه های فرهنگی اسلام بعد از فتح ایران نشانه هایی از حضور ایران باستان بیابد تا بتواند ادعای " ایرانی کردن اسلام " توسط ایرانیان را به اثبات برساند.
در این کتاب همچنین ادعا های زیادی درباره زبان فارسی  و نیز تاثیر ایران  باستان بر زمینه هایی  چون دیوان و حکومت، دین وفلسفه ،علوم پزشکی و داد وستدو پیشه ها ،هنرهای زیبا و ادبیات و زبان صورت گرفته که در این مختصر مجال نقد و بررسی نیست.
همچنین این کتاب یکی از منابع اصلی ملی گراها و روشنفکران متاخر ایرانی  است که سعی در کمرنگ کردن اسلام در تاریخ ایران دارند و  اسلام را  به عنوان  سدی در برابر ظهور شکوه مجدد ایران  قلمداد میکنند.به عنوان مثال سید جواد طباطبایی در تنقیح پرو‍ژه انحطاط ایران در  کتاب"  زوال  اندیشه سیاسی  در ایران "  از مدعیات ریچارد فرای بارها و بارها وام گرفته است و از ایرانی کردن اسلام توسط ایرانیان سخن گفته است.


 
comment نظرات ()
 
 
 



-->