هرمس

هرمس(ادریس نبی) را سر منشا علم و حکمت و فرزانگی دانسته اند...

 
دو نکته از هزاران در بیانات رهبری
نویسنده : هرمس - ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ٤ شهریور ۱۳۸٩
 

دو نکته بسیار راهبردی از بیانات رهبری در 2 دیدار اخیرشان که به نظرم  مانند همیشه مغفول مانده است:

1-    تقوای اجتماعی:

 در ادبیات دینی مان معمولا تقوا را حالتی  درونی و صرفا به ورع و پرهیز از گناه تعبیر کرده اند.(ده گفتار شهید مطهری) اما این صرفا رهیافتی منفعلانه به معنی تقواست.رهبری در دیدار کارگزاران نظام به استناد دعای مکارم اخلاق معنای تقوا را از این تعریف حداقلی و منفعلانه به رهیافتی فعالانه و حداکثری توسع بخشیدند. تعبیر ایشان علاوه بر آنکه  زمینه های فردی تقوا را به زمینه های اجتماعی تقوا متصل می نماید معنایی جدید بر آن بار می کند:

 

در باب تقوا من یک جمله‌اى اینجا یادداشت کرده‌ام که عرض بکنم. غالباً وقتى گفته میشود تقوا، پرهیزگارى، ذهن انسان میرود به رعایت ظواهر شرع و محرمات و واجباتى که دم دست ماست؛ نماز بخوانیم، وجوهات شرعى‌مان را بدهیم، روزه بگیریم، دروغ نگوئیم. البته اینها مهم است، همه‌اش مهم است؛ لیکن تقوا ابعاد دیگرى هم دارد که غالباً ما از اینها غفلت میکنیم. در دعاى شریف مکارم الاخلاق یک فقره‌اى در توضیح این ابعاد دیگر هست .از خداى متعال درخواست میکند که پروردگارا! مرا با زیور صالحان زیور بده و با لباس پرهیزگاران ملبس کن. خوب، این لباس پرهیزگاران چیست؟ آن وقت این شرح جالب است: «فى بسط العدل»؛ لباس پرهیزگاران در گستردن عدالت، «و کظم الغیظ»؛ در فرو بردن خشم، «و اطفاء النّائرة»؛ در فرو نشاندن آتش؛ آتشهائى که بین افراد جامعه برمى‌افروزند. اینها تقواست. «و ضمّ اهل الفرقة»؛ افرادى که از شمایند، اما جدا شدند، سعى کنید اینها را گرد بیاورید. این جزو موارد تقواست. «و اصلاح ذات البین»؛ به جاى آتش‌افروزى، خبرچینى، این را به جان آن انداختن، آن را در پوستین این انداختن، اصلاح ذات‌البین کنند؛ بین برادران مؤمن، برادران مسلمان، ایجاد ائتلاف کنند؛ اینها تقواست.


 ... گستردن عدالت، بالاترین رقمهاى تقواست؛ این از یک نماز خوب، از یک روزه‌ى روز گرم تابستان بالاتر است. روایتى است که فرمود: هر امیرى - امیر یعنى همه‌ى شماها- که روزى را به عدالت حکم کند، مثل این است که هفتاد سال عبادت کرده؛ اینها خیلى مسائل مهمى است؛ اهمیت عدالت را، رفتار عدالت‌آمیز را به ما نشان میدهد.
... جلوگیرى از این خشم، خشمى که موجب انحراف میشود، موجب خطاى در فکر و عمل میشود، یکى از موارد تقواست؛ «و کظم الغیظ».
 کار دیگر، «اطفاء النّائرة». همچنان که در یک محیط مادى و فضاى مادى، شما یک آتش‌افروزى را اطفاء میکنید، باید در فضاى انسانى و معنوى و اخلاقى هم آتش‌سوزى‌ها را مهار و اطفاء کنید. 27/5/89

 البته خواننده گرامی سابقه این ادبیات  را در آثار و اقوال مرحوم امام خمینی(س) در ذهن خود خواهد یافت. به نظرم اگر این رویکرد و توسع معنا در دیگر از مفاهیم و مناسک  دینی مانند امر به معروف و نهی از منکر ،حج،جماعات دینی و.... توسط عالمان دینی مان و در ادامه مسیر آغاز شده توسط امام خمینی(ره) صورت گیرد افق هایی جدید از کارکردهای دین در حوزه اجتماع (پرستش اجتماعی) پدیدار شده و گره از بسیاری از مشکلات و معضلات  مادی و معنوی کشور خواهد گشود.

 

2-    خالص سازی:

 به عقیده بسیاری از هم مسلکان  خلوص به معنای غربال کردن و حذف ناخالصی هاست.با این رهیافت باید هر روز منتظر ماند تا اشتباهی از سوی یکی از خودیها سر بزند تا با تیغ تیز "خالص سازی" او را حذف کرد.  رویکردی  منفعلانه که هم اکنون از سوی محافل و رسانه های اصولگرایان دنبال می شود. رهبری در اینجا نیز به زیبایی با توسع معنا در مفهوم خالص سازی  کار تربیتی و فرهنگی را ارجح بر مچ گیری و ردیابی  تعبیر کردند:

 

        خلوص که شما مطرح میکنید - که ما بایست از فرصت استفاده کنیم و حالا که غربال شد، یک عده‌اى را که ناخالصى دارند، از دائره خارج کنیم - چیزى نیست که با دعوا و کشمکش و گریبان این و آن را گرفتن و با حرکت تند و فشارآلود به وجود بیاید؛ خلوص در یک مجموعه که اینجورى حاصل نمیشود؛ ما به این، مأمور هم نیستیم. ... اینجورى نیست که شما بیائید افراد ضعیف‌الایمان را از دائره خارج کنید، به بهانه‌ى اینکه میخواهیم خالص کنیم؛ نه، شما هرچه میتوانید، دائره‌ى خلّصین را توسعه بدهید؛ کارى کنید که افراد خالصى که میتوانند جامعه‌ى شما را خالص کنند، در جامعه بیشتر شوند؛ این خوب است. از خودتان شروع کنید؛ دور و بر خودتان، خانواده‌ى خودتان، دوستان خودتان، تشکل خودتان، بیرون از تشکل خودتان. هرچه میتوانید، در حوزه‌ى نفوذ تشکل خود، براى بالا آوردن میزان خلوصهاى فردى و جمعى تلاش کنید؛ که نتیجه‌ى آن، خلوص روزافزون جامعه‌ى شما خواهد شد. راه خالص کردن این است.1/6/89

به جای آنکه صرفا به دنبال حذف نیروهایی باشیم که شاید از نظر ما ناخالص هستند به دنبال توجه به مباحث تربیت نیروی انسانی جدید و افزایش غنای معرفت دینی ،تاریخی،فرهنگی،سیاسی و اجتماعی آنان باشیم. در این فرایند و با افزایش کیفیت خلصین، نا خالصی ها خود از میدان به در میشوند.

 


 
comment نظرات ()
 
 
 



-->