هرمس

هرمس(ادریس نبی) را سر منشا علم و حکمت و فرزانگی دانسته اند...

 
بار دیگر امر به معروف ونهی از منکر!
نویسنده : هرمس - ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱٦ شهریور ۱۳۸٩
 

1- مشارکت(participation) در نظامات سیاسی دموکراتیک غربی حق مردم محسوب میشود و مردم این حق خود را در فرایند انتخابات به احزاب و گروهها(نخبگان) تحویل داده و خود کنار گود مینشینند. شاید در تلویزیون صحنه هایی را دیده باشید که مثلا دزدی و دعوایی یا... در حال انجام است در حالی که مردم بی تفاوت از کنار آن میگذرند. آنها حق نظارت و دخالت خود را قبلا به دولت و نهادهای نظارتی زیر مجموعه آن مانند پلیس سپرده و از این بابت خود را آسوده خاطر کرده اند. البته عالمان غربی متاخر این مساله را یکی از آفات دموکراسی غربی قلمداد کرده اند، آفتی که دامان ما رانیز در یکی دو دهه اخیر گرفته است.

 مشارکت امر به معروف ونهی از منکر وبلاگ هرمس

2- اصل امر به معروف و نهی از منکر نشان از توجه دین اسلام به اجتماعیات و سرنوشت سایر مسلمین در جامعه دارد. برخلاف دیگر فروع مانند حج و نماز و روزه، امر به معروف و نهی از منکر زمان و مکان خاصی نمیشناسد و همچون تولی و تبری شمولیتی عام دارد.بعضی از پژوهندگان مسلمان اصل امر به معروف را با مقوله مشارکت یکی گرفته اند. اما در اینجا تفاوتی اساسی که اصل امر به معروف با همتای غربی خود پیدا میکند در این است که مشارکت نه تنها حق مردم که وظیفه شرعی ایشان است و آنها نمی توانند اجرای یکی از مهمترین فروع دینشان را به فرد،گروه یا حاکمیت واگذارند.

3- اما برای امر به معروف در رساله های عملیه ما معنایی حداقلی گرفته اند و آنرا به انکار قلبی ،تذکر لسانی و در آخر جبر حکومتی منحصر کرده اند که به نظر نگارنده این رهیافت حداقلی آن نگاه اجتماعی اسلام را به خوبی برآورده نمیکند. در پیشفرض اصلی این رهیافت تنها به عاملیت و اراده مخاطب نظر شده و ساختارهایی که منجر به عمل مخاطب میشود نادیده انگاشته شده اند. همچنین لایه های وجودی ،فکری و عاطفی مخاطب در نظر گرفته نشده است. در این نگاه همچنین  با آگاهی آمر یا ناهی از عدم تاثیر عملش بر مخاطب این تکلیف از دوش او برداشته میشود.

ولی با رجوع به آیات و روایات و سیره ائمه اطهار درخواهیم یافت که امر به معروف و نهی از منکر بیشتر از آنکه شیوه ای لسانی داشته باشدجنبه عملی و رفتاری دارد. مثلا تاکید شده که مردم را به غیر زبانتان (با عملتان) به سوی نیکی دعوت کنید، یا پیامبر را طبیب دوار خوانده اند و یا اینکه حسنین(علیهماالسلام) در یک مسابقه صوری وضوی صحیح را به اعرابی آموخته اند و صدها نمونه مشابه.

4-    اگر امر به معروف و نهی از منکر را " ابلاغ" پیام به مخاطب بدانیم پس "تبلیغ" (به معنای مثبت و متعالی آن)  عنصری محوری در فریضه امر به معروف ونهی از منکر می شود.از این جهت تبلیغات در ادبیات دینی ما حلقه مفقوده ای میان انکار قلبی و تذکر زبانی در فریضه امر به معروف و نهی از منکر است که عالمان دینی ما کمتر به آن توجه کرده اند. تبلیغات در اینجا بدین معناست که فرد آمر یا ناهی می کوشد با انجام عملیاتی توجه فطری مخاطب را به هویت اصیلش جلب کند. این تبلیغات گاه جنبه فردی می یابد و گاه در هیات فعالیت گروهی و اجتماعی و در قالب ترمیم  و تاسیس ساختارها و نهادهای دینی، فرهنگی ،اجتماعی و یا سیاسی عیان میگردد. در نتیجه هم عاملیت  و هم ساختار  مورد توجه قرار میگیرد. در این رهیافت توسعه یافته اگر پیامی بر مخاطب تاثیر گذار نبود تکلیف از آمر و ناهی سلب نمی شود بلکه  تکلیف او تامل بیشتر و  تغییر شیوه انتقال پیام  و تاثیر گذاری بر مخاطب خواهد بود.

این اهتمام جدی به توسع معنا در ادبیات دینی مان همچون امر به معروف از رویکردی منفعلانه و حداقلی(صرفا زبانی) به رویکردی حداکثری (تبلیغی و عملیاتی) و اینکه شخص آمر و ناهی نه تنها با زبان که باید پیام خود را با  عمل تربیتی،فرهنگی، اجتماعی و سیاسی اش و به صورت فردی یا گروهی ابلاغ کند میتواند تحولی عظیم در عرصه فردی و به خصوص اجتماعی دین ایجاد کند.

در همین راستا توجه به  ابزارهایی مانند هنر، رسانه،کتاب ،ارتباطات دوستانه و... اهمیت می یابد ،مقولاتی که متاسفانه در قشر متدین ما کمتر به آنها اعتنا می شود.

5- متاسفانه در سالهای پس از جنگ تحمیلی آفت دموکراسی غربی گریبان گیر ما نیز شده است. مشارکت را در معنای حداقلی آن و تنها در دادن رای انتخاباتی خلاصه کرده ایم و پس از آن دولت را به حال خود واگذاشته و تحقق آرمانهایمان را به دست دولت ها سپرده ایم . به قول معروف آرمانهایمان نیز دولتی شده است(در پست خصوصی سازی آرمان به این موضوع پرداخته ام) همگان در مسائلی چون حجاب ، فلسطین،تورم و اشتغال، تعلیم و تربیت وتهاجم فرهنگی و...تنها دولت را میبینند و برای خود شانی در حل این مسائل قائل نیستند. غافل از اینکه اگر حتی دولتمردان انسانهای دغدغه مند و متعهدی باشند به علت حجم و گستردگی مسائل و موضوعات اساسا امکان کنترل و راهبری همه مسائل توسط دولت وجود ندارد ونیز غافل از اینکه بعضا دولتها آرمانهایمان را در پای مصلحتهای سیاسی بین المللی و داخلی و تفسیرها و سلائق دولتمردان و... قربانی میکنند و وضعیت آنی میشود که شده است.

6- در اینجامیخواهم از یک رابطه رفت و برگشتی سخن بگویم: اجرای امر به معروف ونهی از منکر به عنوان یک وظیفه عینی فردی و جمعی باعث ارتقای سطح فرهنگی و سیاسی و اجتماعی جامعه میشود(از آنجایی که نظام ما یک نظام برآمده از متن مردم است)،در نتیجه حاکمیتی که با رای این جامعه مستقر می شود( و حتی جایگاه ولایت فقیه به عنوان برایند تلفیق دین و جامعه) نیز از منزلتی متعالی تر برخوردار خواهد بود. مدیریت بسیاری از نهادهای فرهنگی و تربیتی جامعه به دست حاکمیت است و می توان نتیجه گرفت که خروجی این ساختارها ونهادها باعث ارتقای بیشتر افراد جامعه میشوند و در یک رابطه رفت و برگشتی به روال فوق این فرایند کم کم به تشدید (resonanse) می انجامد.

امر به معروف و نهی از منکر  =  ارتقای جامعه  =   ارتقای حاکمیت  = ارتقای ساختارهای تربیتی  =  ارتقای جامعه  = ارتقای حاکمیت  =  ...

تشدیدی که سر انجام بسیاری از معضلات و مشکلات ما را در خود حل خواهد نمود. تشکیل دولت اسلامی، تولید علم دینی، حکومت نمونه دینی و... تنها در سایه اجرای این فریضه دینی  و عدم بی توجهی فرد فرد مسلمانان به وضعیت فعلی جامعه خویش بر اساس نگاهی صحیح وبا رعایت مقدمات و دارا بودن حداقل مهارتهای اطلاعاتی، فکری ، اخلاقی وارتباطی  است.


 
comment نظرات ()
 
 
 



-->