هرمس

هرمس(ادریس نبی) را سر منشا علم و حکمت و فرزانگی دانسته اند...

 
احمدی نژاد ، مکتب ایرانی اش و هروله میان مهندسی و علوم انسانی!
نویسنده : هرمس - ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز ٢۱ اسفند ۱۳۸٩
 

 

1- یادم نمی رودایام تبلیغات  انتخابات ریاست جمهوری  84 وبلاگی به نام "دکتر بولدوزر"   فعالیت می کرد که به نقد دولت های پیشین و آدمهایشان می پرداخت. دکتر بولدوزر کنایه طنز آمیزی بود از احمدی نژاد که قرار بود بیاید و بولدوزری خراب کاری ها را سامان دهد. احمدی نژاد آمد. او مهندس بود.اما...

 

2- مهندسان ذهنی به اصطلاح  پروژه ای دارند .آنها عملگرایند و هر کاری را  در قالب یک پروژه اجرایی می بینند که تمام جوانبش را قبلاً  با حساب ِ ریاضیِ دودوتا، چهار تا مشخص کرده اند. مهندسان کمی گرا و عینیت گرا هستند.آنها همه چیز را در قالب فرمول می بینند. فرمولهایی  محدود که بعضاً به تنهایی یا با  ترکیب با یکی دوفرمول دیگر همه جا جواب می دهد: فقط کافی است (input) ورودی آن را تغییر دهند.تمام زوایای پروژه هایی که  مهندسان می خواهند انجام دهند باید  از قبل مشخص شده باشد و به اصطلاح شماتیک  یک بعدی یا چند بعدی آن روی نقشه آمده باشد. به همین خاطر مهندسان معمولا شجاعند و ریسک پذیر! اگر کاری را قبول کردند سعی می کنند به سر انجام برسانند(مثل بولدوزر). آنها  سراغ کاری که نتیجه آن نا مشخص و نا مطمئن باشد نمی روند. اگر جایی احساس کردند که پروژه شان دارد به شکست می انجامد سریع تغییر موضع می دهند و تصمیماتشان را عوض می کنند. شاید چیزی را که تا به حال ساخته اند را آنی، پایین بیاورند و به سرعت بنایی دیگر علم کنند....

 

3- در مقابل، علوم انسانی ها ذهنی به اصطلاح فرایندی دارند. موضوع کار آنها انسان، اجتماع  ،تاریخ و فرهنگ انسانی و مقولات انتزاعی مرتبط با آن است. هستی اصیل انسانی ،روح اوست. کیفبتی که به خاطر نا متعین بودنش نمی توان آن را  در قالب کمیت و عدد و فرمول  محدود کرد. در دنیای پویایِ انسانی هیچ چیز قابل پیش بینی دقیق نیست. هر جمعیت انسانی اقتضائات و تاریخ خاص خودش را دارد که نه تنها  قوانین یکتایی بر  آن حکمفرما نیست بلکه حتی این قوانین فرمول هایی نیستند که بتوان  در اجتماعات  دیگر و یا حتی در خود آن جامعه در زمانی دیگر،  آنها را به کار برد. فرایندهای تغییر در دنیای انسانی یا همان تحول فرهنگ در قالب دهه یا سده تغییر می کند. به همین خاطر عالم علوم انسانی برای به نتیجه رسیدن عجله ای ندارد. او می داند که به سرانجام رسیدنِ فرایند ، زمان می خواهد و هر لحظه ممکن است عاملی انسانی و یا غیر انسانی به طور غیر قابل پیش بینی فرایند را صورتی دیگر بخشد. به همین خاطر عالم ِعلوم انسانی محافظه کار و ترسوست . برای اظهار نظر ِحساس در باب یک مسئله فرهنگی و یا تاریخی و یا شروع یک فرایند، باید هزاران ساعت کار مطالعاتی و کارشناسی انجام شود و در همایش های گوناگون، نظرِ صاحب نظران بسیار انباشته گردد .... که  اغلب این آش، آنقدر شور می شود که معمولا لقای انجامش را به عطای شروع نکردنش می بخشند.علوم انسانی ها معمولا خیلی به ندرت و به سختی تغییر عقیده می دهند. چون این اندیشه ها با روح و گوشت و پوستشان عجین می شود. شکل گرفتن یک اندیشه در ذهن شان مدت ها طول می کشد و تغییر این اندیشه طولانی تر....

 

4- تغییر ساختارِ فشلِ سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، سفرهای استانی و تصمیم گیری سریع و انبوه در مناطق مختلف کشور .و حل مشکلات عمرانی  و ملموس آنها از نزدیک، سهمیه بندی بنزین، هدفمند کردن یارانه ها ، تغییر سریع و جسورانه وزرا ، پیشرفتها و دستاوردهای پژشکی و هوای فضایی چند مدت اخیر ونیز دهها مورد دیگر پروژه هایی هستند  که بی تردید مدیون روحیه مهندسی احمدی نژاد هستند.( و همچنین انتخاب وزیر علوم و معاون علمی و رییس تربیت بدنیِ مهندس و...)

 5- بی شک عملگرایی و شجاعت احمدی نژاد در مقاومت علیه غرب او  را اسطوره و آرمان جوانان عرب کرده. حرف مرا تنها کسانی خوب درک می کنند که به یکی از کشورهای عربِ منطقه رفته و از نزدیک با جوانانِ عرب زبانی که احمدی نجات!  را نه ستایش بلکه می پرستند،هم کلام شده باشد. اصلا  به نظرم یکی از دلایل قیام های عربی اخیر همین مقایسه حاکمانشان با آرمانی به نام احمدی نژاد است. و گرنه چرا این قیامها قبلا اتفاق نمی افتاد! قیامهایی که دوباره  بر روح همبستگی و خیزش اسلامی دمید و امید زندگی دوباره امت اسلامی را نوید آورد.

 

 

6-  اما، وای به حال روزی که احمدی نژاد با روحیه مهندسی اش بخواهد در فضای فرهنگ و علوم انسانی  و تاریخ ،جولان دهد و اظهار نظر کند. از وقتی که قرار شده است به فرموده آقا ! فرهنگ از مظلومیت در آید نمی دانید بودجه هایِ فرهنگیِ ِچند برابر شده در مراکز استانها، چه حیف و میلی که نمی شوند! وقتی یک مهندسِ فرهنگ دوستِ دیگر به نام مشایی در کنار رییس جمهور قرار بگیرد، دیگر چه ها که نشود؟! : با خواندن یک مقاله می توانند در بالاترین سطح رسانه ای حضرت ابراهیم را ایرانی کنند و یا  مدیریت پیامبران را شکست  خورده قلمداد کنند و از فلسفه موسیقی و عرفان دم بزنند و....

7- ماجرا آنجا جالب می شود که چهار پنج سال در مقابل غرب زور بزنی و مقاومت کنی و همه تهدید ها را به جان بخری تا بشوی ستاره مسلمان ها و نقطه امید و آرزوشان! و حالا در نقطه حساس ماجرا که می توانی در اوج عزت جلودار حرکتشان باشی و آرزوی "مدیریت جهان" را از رویاهایت به واقعیت برسانی ،  با خواندن یک کتاب تاریخ بشوی مرید ریچارد فرای و مکتب ایرانی اش از دهانت نیافتد و دوگانه عجم ، عرب را دوباره باب کنی و همه ریسمانهایی که تا حالا بافته ای ....

8- نه به آن سال 85 که به شیراز  رفتی و در دروازه ملل ِ کاخ تخت جمشید، انگشتت را به نشانه پیروزی بالا بردی و گفتی:" اسلام پیروز است" و نه به این مکتب ایرانی امروزت! 

9- چه بسیار مهندسانی که مسیر حرکت تاریخ را عوض کرده اند، اما نظر دادن در باب تاریخ با تغییر تاریخ فرق می کند. این دومی کار مهندس ها نیست.

10- تحلیل پارادوکس های احمدی نژاد کاری بس سخت و دشوار است و همین هروله ها او را غیر قابل پیش بینی ساخته است. (قبلا  اینجا در این باره نوشته ام). اما:

11-دکتر جان! مهندس جان ! یا اخوتی! شما را به جان مادرتان همان مهندس بمانید! کار تاریخ و فرهنگ را به اهلش بسپارید!

--------------------------------

پی نوشت:

1- ارتباط مکتب ایرانی مشایی و ریچارد فرای را اینجا بخوانید

2- این تقسیم بندی از نوع ایده ال تایپ وبری است و گرنه آدم های با حال و استثنائاتی داریم که  هم مهندس بوده اند و هم در فضای علوم انسانی تنفس کرده اند، از جمله خودمهورا

------------------------------

بعد نوشت :

1- از اول ترم کتاب هایی را که نمی رسیدم بخوانم می گذاشتم به حساب تعطیلات نوروزی! اما امروز با یک حساب سرانگشتی متوجه شدم  در ایام عید حداقل باید 6000 کیلومتر بین تهران ، اصفهان، شیراز، بشرویه، مشهد  رانندگی کنم! بیچاره کتاب ها! بیچاره من...!

2- این روز ها قرار است بیافتیم دنبال خانه در این "پارکینگ بزرگ"! یکی به ما بگوید باید از کجا شروع کنیم؟

 


 
comment نظرات ()
 
 
 



-->