هرمس

هرمس(ادریس نبی) را سر منشا علم و حکمت و فرزانگی دانسته اند...

 
دور و نزدیک قیامهای عربی - اسلامی !
نویسنده : هرمس - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۱ فروردین ۱۳٩٠
 

 

1- در هر حرکت و خیزش انسانی دو نقطه اساسی وجود دارد: واقعیت وآرمان. فلسفه حرکت چیزی نیست جزانگیزه ای که در اثر  مقایسه آرمانها و وضع مطلوب با واقعیات و وضع موجود حاصل می شود.

2- در دهه اخیر  پیروزی حزب الله در آزاد سازی جنوب لبنان درسال 2000 و نیز دستاوردهای آن در صحنه سیاسی این کشور ، به قدرت رسیدن حماس در نوار غزه، روی کار آمدن احمدی نژاد و بالتبع آن ایستادگی ایران در مقابل غرب و نیز پیشرفتهای اخیر ایران در حوزه های نظامی، فضایی ، پزشکی و فناوریهای نو و پیروزی اسلام گراها در ترکیه مهمترین ایده ها و آرمانهایی است که به نظرم  قیامهای عربی – اسلامی اخیر را رقم زده است.  واقعیاتی چون جریحه دار شدن احساسات مسلمانان  در سالهای اخیر به دلیل اشغال افغانستان و عراق بدست نیروهای غربی ، موج اسلام ستیزی و بدرفتاری با مسلمانان در غرب ، رهبران دیکتاتور خائن و وابسته   نیز در این مسئله بی تاثیر نبوده است.(البته هر کدام از این عوامل با یکدیگر نیز پیوند دارند کما اینکه پیروزی حماس متاثر از پیروزی حزب الله و روی کار آمدن اسلام گرا ها در ترکیه متاثر از حملات غرب به عراق و افغانستان بوده است). در واقع محبوبیتی که امثال سید حسن نصرالله ،  هنیه ، احمدی نژاد و اردوغان در خاورمیانه کسب کرده اند و مقایساتی که توده های مردم و جوانان عرب میان این آرمانها و واقعیت های رهبران فاسد خود به عمل می آوردند نیز اصلی ترین محرک قیامهای عربی اخیر است.

3- اگر چه شاید هدف اغلب قیام کنندگان تشکیل حکومتی شبیه تظام سیاسی ایران نباشد و ممکن است مثلاً  به دنبال مدل ترکیه ای باشند اما آنچه واضح و مشخص است این است که به دلایل فوق ، این قیامها رنگ و بویی از فرهنگ دینی و اسلامی در خود  دارند و در نهایت به دلیل اینکه نظامهای جایگزین حداقلهایی دموکراتیک و مردمی ( دموکراسی مسلمانان)  را باید رعایت کنند به مراتب از حکومت های سرسپرده و دیکتاتوری که که نه تنها کوچکترین حرکتهای مردمی در راستای اتحاد اسلامی را به شدت سرکوب می کردند بلکه عملا همدست جبهه استکبار در منطقه شده بودند، اوضاع به مراتب به نفع جبهه مقاومت و علیه جبهه استکبار در منطقه خواهد بود.

4- اگرچه دولت آمریکا به دلیل سرمایه گذاری های زیادی که در منطقه کرده بود بزرگترین متضرر این قیامهاست ولی این دولت در شوک اولیه حاصل از این حرکتها نماند و دست به کار شد تا از تبعات این خیزش عظیم بکاهد و تا حدود زیادی نیز موفق شده است.

در مصر با لابی ها و برنامه ریزی های انجام شده و در غیاب گروههای مبارز فراگیر و شخصیتهای بارز، افسران ارشد و نظامیان وابسته به آمریکا تصمیم گیر اصلی شده اند.  درلیبی آنها به دنبال حذف قذافی نیستند بلکه خواهان موازنه قدرت میان قذافی و مخالفان به نفع خودشان تا پیدا کردن گزینه ای مناسب برای جایگزینی قذافی هستند. در یمن به دلیل وخیم شدن اوضاع و اطمینان از سرنگونی عبدالله صالح آنها به دنبال مصادره انقلاب هستند. به همین جهت با لابی های صورت گرفته یکی از نظامیان ارشد دولت صالح که سابقه مخالفت با عبدالله صالح و نیز ارتباطاتی با آمریکا  دارد به مردم پیوسته است و در نتیجه در غیاب گروه و یا شخصیت بارز دیگری،  قرار است در یمن نیز نظامیان عهده دار حکومت خواهند شوند، البته به دلیل حضور شیعیان زیدی الحوثی شاید این امر به سادگی که آمریکایی ها تصور می کنند اتفاق نیافتد. اما  وضعیت قیام مردم در بحرین کمی متفاوت تر از دیگر کشورهاست. به علت هویت شیعی مردم بحرین و نزدیکی شیعیان این کشور با ایران و ارتباطات فرهنگی که میان شیعیان بحرینی و ایران وجود دارد ، آمریکایی ها با همدستی سعودی ها تصمیم گرفته اند به هر وسیله ممکن این قیام را سرکوب کنند و سانسور رسانه ای شدید تحولات  و کشتار بی رحمانه معترضان بحرینی در رسانه های جمعی بین المللی و اعزام نیرو از دیگر کشورها به بحرین و قرق کردن شهرهای اصلی این کشور توسط این نیروها، در همین راستاست. شیطنتهایی هم که امثال بی بی سی در ضد ایرانی نشان دادن خیزش شیعی در بحرین  مرتکب می شوند لایه ای دیگر از حساسیت موضوع بحرین برای غرب را مشخص می کند.

5- الحمدلله ! دستگاه وزارت خارجه ما که در ارتباط با جهان اسلام تعطیل است و هیچ برآورد مشخصی در رابطه با وضعیت سیاسی وفرهنگی و اجتماعی کشورهای مسلمان منطقه نداشته و ندارد . با آمدن وزیر جدید که  البته هیچ سابقه و ایده مشخصی در این رابطه ندارد وضعیت بدتر هم شده است و ایده صدور انقلاب اسلامی هنوز دارد از سرمایه ای که سی سال پیش امام (ره) حاصل کرده بود هزینه میکند. برای همین به امید دستگاه دیپلماسی نشستن بی فایده است و همین امر  نیز البته باعث حرکتهای خود جوش دانشجویی در فضای مجازی از ایجاد وبلاگهای چند زبانه تا طراحی پوستر و ارتباط گیری با جوانان عرب در شبکه های مجازی شده است.

6- نظریه سیستم ها می گوید که زیر سیستمها یا خرده سیستمها همیشه متاثر از سیستمهای کلان تر هستند و این در مورد ایران که زیر سیستمِ جهان اسلام و خاور میانه است صدق می کند. پیروزی جهه مقاومت در منطقه مطمئناً موضع اصولگرایی ناب در داخل را نیز تقویت خواهد کرد و اپوزسیون را بیشتر به حاشیه خواهد راند.بی بضاعتی ما در وضعیت فعلی در تاثیر گذاری مستقیم در تحولات منطقه نشان می دهد که  متاسفانه در سالهای اخیر افق دید ما حداکثر محدود به مسائل داخلی ایران از جمله انتخابات 88 و حواشی و مشغولیت های ناشی از آن بوده است . مشغولیتی  که چند سایت اینترنتی و چند بیانیه نویس برای ما حاصل کرده اند. از نظر مردم انتخابات تمام شده است و آنها امثال موسوی و کروبی و... را به زباله دان خاطره ها  فرستاده اند اما ما با یک بیانیه و چند لینک و خبر مثلا سایت بالاترین همه  توان مان را به صحنه می آوریم و مشغول آنها می شویم . این دقیقاً آن چیزی است که دشمن انتظار دارد و البته موفق هم شده است. هرچند دیر شده اما باید ضریب مناسبی به نوع تقابلهای مان بدهیم. هنوز عده ای از دوستان رسانه ای و وبلاگ نویس اهمیت تحولات اخیر منطقه را درک نکرده اند و حرکتی را شروع نکرده اند.

7- برای ایجاد ارتباطات مردمی با جهان اسلام و مسلمانان حداقلهایی لازم است که عبارتند از آشنایی مناسب با زبان عربی و انگلیسی و نیز سواد رسانه ای مطلوب که اکثر(تقریبا همه) نیروهای دغدغه مند در ایران فاقد یک یا هر دوی اینها هستند و اینها نشانه هایی است از عبث بودن شعارهای مان....

--------------------------------

در همین رابطه: تنها انتخاب (حسین کچویان)

                      طرح های گرافیکی در مورد قیامهای اخیر( جبهه فرهنگی انقلاب تبریز)

--------------------------------

بعد نوشت:

گاهی اوقات با خودم فکر می کنم این قیامهای اخیر سیلی الهی است بر گونه آنانی که در این یکی دوسال گذشته پس از انتخابات، در فضای سیاسی ایران موش دوانده اند... و مکروا و مکرالله ... شاید هم دلگرمی ای باشد برای آنانی که در این یکسال اندی پس از انتخابات کمی نا امید شده بودند... تعز من تشا و تذل من تشا....


 
comment نظرات ()
 
 
 



-->