هرمس

هرمس(ادریس نبی) را سر منشا علم و حکمت و فرزانگی دانسته اند...

 
بسته فرهنگی ، فرهنگ بسته ای!
نویسنده : هرمس - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٠
 

1-  عمومی ترین تعریفی که از "فرهنگ" که در میان امثال ما جریان دارد این است که  فرهنگ را به عنوان یک امر متعالی و والا که در اختیار معدودی از نخبگان قرار دارد محسوب می کنیم.

 با این تعریف "کار فرهنگی" می شود توزیع "کالایی"  به نام فرهنگ که یا  توسط نخبگان تولید  یا مورد استفاده آنان قرار می گیرد. به عبارتی کار فرهنگی می شود  توزیع  آن "فرهنگ"  در قالب بسته هایی  شامل کتاب و بروشور ونشریه  که معمولا در اردوهای فرهنگی ، همایشها ، کارگاهها و... صورت می گیرد.

2-  اما در نگاههای متاخر تر فرهنگ کالایی نیست که بشود آن را در بسته قرار داد یا بر روی بیلبورد چسباند..... همه چیز فرهنگی است.(کسانی همچون فوکو "گفتمان" ها را سازنده  سوژه ها(انسانها) و ابژه ها ( واقعیات) دانسته و زبان را تجلی این گفتمانها می دانند . زبان مجموعه سمبل هایی است که ما برای معنی دار کردن و منظم کردن جهان قرارداد می کنیم. از این جهت فرهنگ با زبان در هم آمیخته است و زبان و بالتبع فرهنگ ، در زندگی روزمره تولید و باز تولید می شود. از این نظر با فرهنگ است که واقعیات اطراف شناخته می شوند و تحلیل میشوند یا به کار گرفته می شوند و در نتیجه همه چیز فرهنگی است و بار فرهنگی دارد. دیگر فرهنگ کالایی خاص و در دست عده ای خاص نیست: همه چیز فرهنگی است وفضا و  موقعیت است که می تواند بار فرهنگی چیز ها را ارزیابی کند و بیشتر یا کمتر فرهنگی بودنِ اشیا را برایمان مشخص کند.)

3-  سالهاست که در نهادهای فرهنگی دانشگاهها همچون مدیریت فرهنگی و نهاد رهبری و... سالانه ملیاردها تومان برای همین بسته های فرهنگی و امثالهم هزینه می شود. می خواهیم ارزشهای دینی و اخلاقی را در قالب این بسته های فرهنگی انتقال دهیم. اما دقت نمی کنیم که رفتار نگهبان و دربان دانشگاه، راننده اتوبوس، تابلوهای تبلیغاتی درون دانشگاه، ریخت و لباس اساتید، شکل ساختمانهای درون دانشگاه، نحوه توزیع غذا در سلف سرویس، نحوه تدرس اساتید و مهمتر از همه محتوی دروس دانشگاهی همه باری فرهنگی دارند و جزیی از فرهنگ هستند.

4- یا مثلا دانشجویان را برای آشنا نمودن با فرهنگ ایثار و شهادت به مناطق جنگی می بریم و سرشارشان می کنیم از انواع بسته های فرهنگی (چفیه و سربند و ....)  اما اثرات ِ فرهنگی ِ بی نظمی های مداوم تشکیلاتی و فقر و محرومیت ِاولین مدافعان ِتهاجم بعثی را فراموش می کنیم که چه بسا موثرتر از اهداف فرهنگی اولیه اردو  هستند.

5- برای مثال با این نگاه،  دیگر بی حجابی یک ناهنجاری ساده فرهنگی نیست که  بشود آن را تنها با یک یا دو تذکر یا چند پوستربا جملاتی در مورد فواید حجاب ، حل کرد. در اینجا فرهنگ باید به مثابه یک سیستم درهم تنیده از تمام واقعیات و اشیایی  که در اطرافمان هستند  ، مد نظر قرار گیرد. 


 
comment نظرات ()
 
 
 



-->