هرمس

هرمس(ادریس نبی) را سر منشا علم و حکمت و فرزانگی دانسته اند...

 
عمو پورنگ و حجاب!
نویسنده : هرمس - ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز ٢٥ مهر ۱۳٩٠
 

1- مساله خیلی ساده است. می خواهی مسئله حجاب را درمان کنی؟ کاری ندارد که. ببین نیروی انتظامی و صدا و سیما و آموزش پرورش چطور دارند رفتارهای ترافیکی مردم را اصلاح می کنند. شما هم بیا  در مدارس "همیار حجاب " و "حجاب یار جوان "راه بیانداز . هر شب برنامه تلوزیونی و انمیشن بساز و از تبعات بی حجابی بر امنیت  فیزیکی و روانی افراد جامعه  حرف بزن. از تاثیرات مخرب بی حجابی بر خانواده ها ، از طلاقها، از قتل های ناموسی و.. که به خاطر بی حجابی آن خانم یا  بی حیایی و چشم ناپاکی  این  آقاست بگو.. در کنارش هم اگر کسی از محدوده حجاب تخلف کرد جریمه اش کن. مطمئن باش یکی دو ساله مسئله حجاب حل خواهد شد ...

2- مسئله خیلی پیچیده است. بی حجابی نه صرفا یک پدیده بسیط که یک  معلول اجتماعی است که بررسی چرایی وقوع آن مستلزم بررسی دهها عامل فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی است. تا آن علت ها شناسایی و درمان نشوند مسئله حجاب حل نمی شود.  اول اینکه نوع حجاب و پوشش متاثر از نوع نگاه انسانها به جهان و دین و جامعه است. همچنین ممکن است مسائل سیاسی و اقتصادی جامعه نیز در پذیرفتن نوع پوشش دخیل باشد .به طور مثال وقتی بی حجابی و یا شل حجابی به یک نماد اعتراض سیاسی و یا فرهنگی تبدیل شود و یا نشانه سبک زندگی طبقات بالا شود.   در این صورتها باید ابتدا  آن نگاههای بنیادین را در افراد جامعه  را اصلاح کرد و یا ابتدا برای حل مشکلات و معضلات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی اقدام کرد و سپس به سطوح رویین یعنی نوع پوشش و به طور کل سبک زندگی پرداخت....

اینها دو پاسخ آماده ای است که معمولا در  گعده های دوستانه در باب مسئله حجاب ، با توجه به شرایط و نوع مخاطبین  بیان می کنم. یکی از رفقا که هر دو جواب را شنیده بود در مجلسی مچمان را گرفت که " آقا چی شد؟ تو که می گفتی مساله خیلی ساده است! حالا..." می خواستم بگویم که من به یک راه حل بینابینی معتقدم و طرف را ژیچانده و  خودم را راحت کنم . اما دوستمان با تاملی گفت:" به نظر من هر دو راه حل درست است. اولی نسخه فوری است که فعلا حداقل از گسترش موج بی حجابی می کاهد و  رسالت دستگاههای فرهنگی  ای است که در خط مقدم جبهه فرهنگی  حضور دارند و دومی هم رسالت نهادهای پژوهشی و دغدغه مندانی است که باید با تبیین نظری مساله  و ترسیم راهبردها و راهکارها در بلند مدت  مساله را حل کنند!"

بحث به اینجا انجامید که شاید روش اول نگاهی مقطعی به مسئله دارد و خیلی  کلاسیک به یک مسئله اجتماعی نگاه می کند و تقریبا نگاههای مهندسی شده به مسائل اجتماعی منسوخ شده است اما بی تاثیر نیست. یعنی اینکه آیا باید تا رسیدن به یک راهبرد مناسب فرهنگی برای کاستن از شکافهای روز افزون فرهنگی دست روی دست گذاشت؟ وقتی در اطرافم دختران محجبه ای را می بینم که مثلا با ورود به دانشگاه کم کم به آرایش های غلیظ روی آورده و یا شل حجاب می شوند حداقل تاثیر روکرد اول را در کم کردن قربانی های خودی می بینم. کسانی که به مناسبت مثلا سنت خانوادگی شان حجاب دارند اما به آن یقین قلبی و عقلی ندارند و حضور در یک شبکه اجتماعی جدید که اقتضائات جدیدی ( جوانی ، سن ازدواج و...)  دارد کم کم تغییراتی در سبک پوشش آنها ایجاد می کند. به طور خلاصه با رویکرد اول شاید مسئله حجاب به طور اساسی برطرف نشود و مثلا بی حجابی را با حجاب نکند  اما حتی الامکان از قربانی شدن محجبه های سنتی و گسترش بیشتر بی حجابی جلوگیری خواهد شد.

 در نهایت صحبت آن دوست عزیز را تصدیق کردم اما بعد از جلسه با خود فکر می کردم که: مثل اینکه در جمهوری اسلامی فعلا بر عکس است. رییس جمهور و وزیر ارشادمان که فعلا با نظریه پردازی در باب هویت ایرانی ( در قالب مکتب ایرانی !) و تمدن اسلامی و ایران باستان  در پی  ایجاد حس خود باوری و... برای حل معظلات و شکافهای تمدنی - فرهنگی هستند و آنطرف آقایان تصمیم ساز و تصمیم گیر در شورای عالی انقلاب فرهنگی در حال فشار بر دولت و نیروی انتظامی برای اجرای طرح امنیت اخلاقی توسط نیروی انتظامی و تفکیک جنسیتی در دانشگاهها! چه می شود کرد؟

3- چه می شود کرد را قبلا هم مطرح کرده ام. قصد تکرار ندارم. به امید آن روز!


 
comment نظرات ()
 
 
 



-->