هرمس

هرمس(ادریس نبی) را سر منشا علم و حکمت و فرزانگی دانسته اند...

 
وقتی یک معتاد کتابفروش می شود!
نویسنده : هرمس - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱٦ خرداد ۱۳٩۱
 
معجزه کتاب دا و نورالدین پسر ایران در یک ندامتگاه
میثم مهدیار- حال کتاب در کشور ما خوب نیست! هر آدم فرهیخته ای وقتی آمارهای منتشره در باب نشر و توزیع کتاب و آمار کتابخوانی در ایران را می شنود متاسف و غمگین می شود. اما با این همه وقتی خبرهایی از جنس «کتابخانه فاطمه ها»در رسانه های کشور منتشر می شود علاقمندان به فرهنگ را دلگرم تر و امیدوارتر می کند.
 این روزها در دعواهای رسانه ای بر سر تعیین ریاست مجلس ،خبر جنبش کتابخوانی در یک ندامتگاه با عنوان"عجیب ترین جشن آزاد سازی خرمشهر در یک ندامتگاه" در میان اخبار رسانه ها گم شد.برای کم و کیف این جنبش کتابخوانی در ندامتگاه شهر دورود در استان لرستان،بخش فرهنگی سایت الف به گفتگو با آقای نصیریان مدیر این ندامتگاه نشسته است:

-آقای نصیریان،حرکت کتابخوانی از چه موقع در ندامتگاه شروع شد؟
این حرکت به طور جدی از دی ماه سال گذشته شروع شده است و ما در این مدت دو مسابقه کتابخوانی میان زندانیان برگزار کرده ایم که جوایز مسابقه دوم روز سوم خرداد ماه با حضور نویسندگان و هنرمندان اهدا شد. در این مراسم آقای پرویز پرستویی، خانم سیده زهرا حسینی راوی کتاب «دا»، آقای حسینی راوی کتاب «پایی که جا ماند»، آقای عافی راوی کتاب «نورالدین پسر ایران» و سیدابوالفضل کاظمی راوی کتاب «کوچه نقاش‌ها»، کیانوش گلزار راغب راوی کتاب «شنام» و مرتضی و مصطفی نظرنژاد فرزندان شهید «بابانظر» راوی کتاب بابا نظر حضور داشتند.

-این حرکت از کجا شروع شد؟
ما در زندان یک کتابخانه داریم که هر از چندگاهی توسط نهاد کتابخانه های عمومی کتابهایی برایمان ارسال می شود. پاییز سال گذشته یکی از زندانیان سیاسی ما به صورت اتفاقی کتاب «دا» را مطالعه کرده و بسیار تحت تاثیر قرار گرفته بود.ایشان نامه ای برای خانم زهرا حسینی راوی کتاب «دا» نوشت و از کتاب ایشان تشکر کرد. خانم حسینی با توجه به اینکه هنوز هم مشکلات جسمی ناشی از دفاع مقدس را تحمل می کنند به جای خود نماینده ای را برای بازدید از این زندانی فرستادند. وقتی این اتفاقات افتاد کم کم استقبال از این کتاب در زندان زیاد شد و به واسطه کتابهای اهدایی خانم حسینی تعدادی دیگر از زندانیان هم شروع به مطالعه کتاب کردند. یکی از نویسندگان مطرح کشور وقتی از این ماجرا مطلع شدند کتابهای دیگری چون نورالدین پسر ایران،پایی که جا ماند، کوچه نقاشها و شنام و... که اغلب خاطراتی در مورد دفاع مقدس بودند را نیز برای کتابخانه ارسال کردند که این کتابها نیز به شدت میان مددجویان ندامتگاه مورد استقبال قرار گرفت. ما هم با توجه به این استقبال ،مسابقات کتابخوانی را از همین کتابها در میان زندانیان راه اندازی کردیم. در مرحله دوم حدود ۱۴۰ نفر از زندانیان شرکت کردند.


-آیا این کتابخوانی تاثیری هم در روحیه و رفتار زندانیان داشته است؟
همان زندانی سیاسی که نام بردم بعد از مطالعه کتاب«دا» به کلی رفتارش تغییر کرده بود و همین تغییر رفتار ایشان باعث شده بود که بقیه زندانیان به طرف این کتاب جلب شوند. همینطور یکی از زندانیان دیگر ما که به جرم مواد مخدر دوران محکومیتش در زندان سپری و به تازگی آزاد شده است مغازه ای در سطح شهر اجاره کرده و قرار است کتابفروشی را با همین موضوعات راه اندازی کند.
برخی از زندانیان که بی سواد هستند از با سوادها خواسته اند، این کتابها را برایشان بخوانند و بسیاری از آنان با شنیدن روایات این کتابها گریه کرده اند. اصلا برخی تعجب می کنند که چگونه ممکن است یک زندانی یک کتاب ۸۰۰ صفحه ای را برای مطالعه دست بگیرد.

-شما یعنی برای خانواده زندانیان علاقمند به کتاب برنامه ای ندارید؟
چرا اتفاقا! ما سعی کرده ایم خانواده ها را نیز درگیر کنیم. ما در ملاقاتها به خانواده زندانیان کتاب امانت می دهیم. در زمان اهدای جوایز مسابقات کتابخوانی ما خانواده های زندانیان را نیز دعوت کرده بودیم.
جالب این است که برخی از زندانیان کتابهایی را که از کتابخانه امانت گرفته اند پس نمی دهند! می گویند می خواهیم بدهیم خانواده هایمان نیز مطالعه کنند.

-آیا این فعالیت شما به مسئولان استانی و کشوری رسیده است؟
ما خیلی سعی نکرده ایم این فعالیت را رسانه ای کنیم. اگر چه برخی مسئولین محلی که این فعالیت به گوششان رسیده است برای مشاهده نزدیک این حرکت به ندامتگاه دورود آمده اند اما منتظریم که مرحله سوم مسابقات کتابخوانی زندانیان نیز برگزار شود و برای اهدای جوایز مسئولان کشوری و استانی را دعوت کنیم.

-در مراسم روز آزاد سازی خرمشهر که برگزار کردید چه کسانی حضور داشتند؟ حضورشان چه تاثیری داشت؟
به کمک آقای احمدزاده از نویسندگان خوب کشورمان ما توانستیم نویسندگان و راویان کتابهای دا،پایی که جاماند، نورالدین پسر ایران،کوچه نقاشها،شنام وبازیگرانی چون پرویز پرستویی را دعوت کنیم. در همان مراسم جشن ،حدود ده میلیون تومان از سوی این عزیزان به عنوان هدیه به برندگان مسابقه کتابخوانی هدیه شد.

راوی دا در حال اهدای جوایز مسابقه
-در آخر اگر صحبتی دارید خوشحال می شویم بشنویم.
این حرکت نشان داد که اگر زندان ها بودجه فرهنگی مناسبی داشته باشند می توان از زندانیان انسانهای فرهیخته ای ساخت. مانند همین زندانی تازه آزاد شده ی ما که به دنبال دایر کردن کتابفروشی است. ما آمادگی داریم که تجربیات خودمان را به ندامتگاهها و حتی مراکز دیگر ارائه کنیم. به نظر ما این امکان وجود دارد که این حرکت در بعد ملی دنبال شود. 
با توجه به اینکه اکثر مجرمان ما سرپرست خانوار هستند ،هر زندانی ای که کتابخوان شود جلوی ایجاد چندین مجرم دیگر که تحت سرپرستی وی هستند گرفته می شود.

 
comment نظرات ()
 
 
 



-->