هرمس

هرمس(ادریس نبی) را سر منشا علم و حکمت و فرزانگی دانسته اند...

 
جشنواره عمار و مردمی شدن سینما
نویسنده : هرمس - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۸ دی ۱۳٩۱
 

1- یکی از کژبینی هایی که به شدت و به شکل آزاردهنده ای در فضای رسانه ای ما رواج دارد این است که متاسفانه فتنه سال 88 را به یک پدیده سیاسی صرف تقلیل می دهند و آن را به رقابت انتخاباتی بین دو یا چند نفر یا جریان سیاسی منحصر می کنند.اما نشانه های نوع مواجهات اپوزسیون داخلی با نظام و اتفاقات صورت گرفته اگر چه صورتی سیاسی داشت اما بیشتر دال بر یک مواجهه عمیق ایدئولوژیک بود.

2- اینکه  "چرا بعد از سی و چندسال گذشت از انقلاب اسلامی،جمهوری اسلامی هنوز نتوانسته است برخی از اتباع خود را «اجتماعی» کند" به نظر نگارنده مهمترین موضوعی است که باید برای جلوگیری از پیشامد این حوادث بر روی آن متمرکز شد.منظور از اجتماعی کردن در اینجا انتقال ارزشها و هنجارهای مورد نظر نظام سیاسی به اتباع  و درونی کردن آنها توسط اتباع است.در حقیقت با پیروزی انقلاب اسلامی ساختارهای سیاسی کشور دستخوش تحولات بنیادینی شد ولی به اذعان بسیاری از ژرف بینان دلسوز هنوز ساختارهای اجتماعی و فرهنگی و تربیتی متناسب با آن ایجاد نشده است؛ یعنی به قول گرامشی ساختار سیاسی نتوانسته است ایدئولوژی خود را بوسیله نهادهای حکومتی مخصوصا نهادهای آموزشی و تربیتی  بازتولید کند.همین عدم تحول هماهنگ ساختارها باعث شده که در یک وضعیت پاردوکسیکال، ساختار سیاسی با هزینه خود و در داخل بوسیله نهادهای آموزشی و تربیتی شامل نهادهای رسمی مانند آموزش و پرورش و آموزش عالی و صدا و سیما یا نهادهای غیر رسمی مانند نظام اداری، نظام اقتصادی و...   نیروی اپوزسیون خود را پرورش دهد. با این تحلیل و از این جهت به دلیل رفع نشدن این وضعیت پارادوکسیکال، فتنه 88 ادامه فتنه 78 بوده و بعد از این نیز دوباره شاهد بروز حوادثی اینچنینی خواهیم بود.

3- اما این هماهنگ سازی ساختارها چگونه صورت می پذیرد؟ در سالهای اخیر تلاشهای پراکنده اما زیادی توسط برخی نخبگان و نیز حاکمیت  با عناوین جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم، تحول در علوم انسانی و...در جهت این هماهنگ سازی صورت گرفته اما متاسفانه به نتیجه مطلوب نرسیده است.به نظر نگارنده مهمترین علت عدم این موفقیت از بالا به پایین بودن این حرکت است. در حقیقت این هماهنگ سازی یک امر فرهنگی است و از آنجا که امر فرهنگی نیز جز از دل اجتماع وآگاهی فردی و اجتماعی در طی فرایندهای کنش و واکنش جمعی اتباع و کنشگران صورت نمی گیرد دولتی کردن و بروکراتیک کردن آن باعث ابتر ماندنش خواهد شد. مهمترین آسیب هر حرکت و جنبش اجتماعی پس از به نتیجه رسیدن آن این است که عاملان آن کنش جمعی که همگی فعالانه در شکل گیری و پیروزی آن مشارکت داشته اند به جای تداوم نقش اصلی خود یعنی مشارکت فعال تر در تحقق و نهادینه کردن دائمی آرمانها، آنرا به نخبگان سیاسی واگذارکنند وصحنه را ترک کنند. عرصه دولت، عرصه مصلحت سنجی های مداوم است و همین ترک کردن صحنه باعث قربانی شدن این آرمانها در پای مصلحت سنجی های مداوم نخبگان سیاسی و دولتی ها خواهد شد و این همان اتفاقی است که متاسفانه در این سال های پس از انقلاب و دفاع مقدس در کشورمان افتاده است: پس از تشکیل جمهوری اسلامی کم کم آرمانها دولتی و دغدغه ها بروکراتیک شدند. یعنی کسانی که احساس تعلق به آرمانهای انقلاب اسلامی می کردند و می کنند اولا هر حرکت فرهنگی و اجتماعی را که ارتباط مستقیمی با حفظ یا تحقق آرمان هایشان دارد را یا به دولت محول می کنند یا چشم به اذن و کمک و مساعدت دولت دارند.این اتفاق به صورت عینی تر بعد از جنگ رخ داد و ما تحقق و پیگیری آرمانها و ارزشها را به دست سازمان های دولتی و سیاستمداران و بروکراتها سپردیم و در کنار گود به مسلخ رفتن آرمانها و ارزشهایمان در پای مصلحت طلبی های اقتصادی و عمرانی و سیاسی و... دولتی شاهد بودیم. یک مثال بارز آن انتظاراتی است که مردم و حتی برخی از نخبگان از حاکمیت در موضوع حجاب دارند؛ به نوعی همه، نهادهای حاکمیتی و مسئولان دولتی  را در مساله حجاب مقصر می دانند! منکر نقش دولت در سیاستگذاری ها نمی توان شد ولی یک سیاست فرهنگی و اجتماعی زمانی به بار خواهد نشست که از بدنه جوشیده باشد.

بنابراین  اصلاح فقدان هماهنگی نظامهای فرهنگی و اجتماعی با نظام سیاسی که در ابتدای امر به عنوان زمینه فتنه 88 و امثال آن معرفی شد زمانی میسر خواهد شد که مردم و نخبگان فرهنگی در کنار هم احساس تکلیف و مسئولیت کنند و خود در صحنه حضور داشته باشند. این همراهی نه فقط در نظر که باید در عمل صورت گیرد. یعنی افراد با جهت گیری ها، کنش ها و واکنش های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادیشان اجازه ندهند که معدود افرادی بواسطه ومدد رسانه های تبلیغی شان نظام حساسیت های حاکمیت و حاکمان را تاثیر امیال خود قرار دهند.

4- فتنه 88  را به عنوان بزرگترین چالش داخلی حاکمیت بعد از انقلاب اسلامی می توان بر شمرد که ابعاد سیاسی آن حدود 8 ماه به طول انجامید. چالشی که تنها با حضور خودجوش و همه جانبه مردم در نه دی از آن عبور شد و اگر حضور حماسی کنشگران نبود مشخص نبود که سرانجام کار به کجا خواهد کشید. نه دی را می توان به عنوان اولین حضور همه جانبه مردمی پس از دفاع مقدس در عرصه عمومی کشور دانست.نه دی از جهت دیگر نیز حائز اهمیت است. در حقیقت در دوره پسا دفاع مقدس و ذیل شعار توسعه سیاسی قرار بود عامه مردم نقش و حضور سیاسی خود را تنها به رای دادن به نخبگان و احزاب سیاسی تقلیل بخشند و سرنوشت کشور را به دست جریانات و احزاب سیاسی و زد و بند قدرت در میان آنها بسپارند. اما نه دی نشانه شکست این پروژه و امید به زنده بودن آرمان انقلاب اسلامی یعنی «جمهوریت» به معنای واقعیش بود.

5-  اما آیا با حضور سیاسی نه دی همه مسائل پایان یافت؟ اگر زمینه های فتنه 88 را تنها به مسائل سیاسی و رقابتهای انتخاباتی محدود کنیم می توان نه دی را یک نقطه پایان دانست؛ اما اگر از کژبینی های رایج عبور کنیم و علت فتنه 88 را در زمینه های فرهنگی و ایدئولوژیک آن تبیین کنیم نه دی نه پایان فتنه که  نقطه آغاز مقابله ریشه ای با فتنه است؛ کنشگر انقلاب اسلامی که به لایه های پنهان فتنه آگاهی یافته می داند حضور سیاسی نه دی تنها شعله های آن را خاموش کرده است و خاکستر فتنه آماده زمینه مساعد برای شعله ورشدن مجدد است؛ می داند همه چیز در حضور سیاسی در خیابان ختم نمی شود.می داند حضور دائمی و خودجوش برای اصلاح تضادهای ساختاری حاکمیت زمینه فتنه انگیزی را برای همیشه خواهد بست و در غیر این صورت با رخداد هر پدیده ای که باعث ایجاد هیجان کاذب عمومی می شود احتمال فتنه انگیزی جدیدی خواهد بود.

6- اصل 44 و خصوصی سازی(یا به عبارت درست تر مردمی سازی) در اقتصاد می گوید که تجربه نشان داده است باید اداره امور را به دست خود مردم سپرد و دولت فقط نقشی نظارتی داشته باشد. با توصیفات بالا  اصل 44 قبل از اقتصاد باید در حوزه فرهنگ اتفاق بیفتد. یعنی کنشگران انقلاب اسلامی با قطع امید از دولت بروکراتیک آرمانها و ارزشهای انقلابی را به عنوان یک سرمایه شخصی، خانوادگی و حیثیتی در نظر بگیرند و دفاع  و تلاش برای تحقق آن را نه به دست دولت که مسئولیت دائمی خویش تلقی کنند. از این جهت قبل از آنکه این ارزشها و آرمانها مورد هتک قرار گیرد، با ساخت پناهگاه مناسب از این سرمایه شخصی حفاظت خواهد شد (کاری که ما با سرمایه های شخصی عینی خود می کنیم). اولین و مهمترین حفاظت این است که برای انحلال تعارض های نهادهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و هماهنگ سازی آنها با یکدیگر تلاش شود. همان تعارض هایی که ابتدای یادداشت به عنوان زمینه های اصلی فتنه 88 اشاره شده بود.

7- رسانه های جمعی ضریب نفوذ زیادی در میان مردم کشورمان دارند ولی به واسطه سیطره بیماری روشنفکر زدگی  بر هنر سینمایی، آثار سینمایی به جای  حقایق و واقعیات کشور، ایده آل ها و تمنیات درونی قشر خاصی را باز می نمایاند. شکستن این سد و ایجاد هماهنگی میان ساختارهای فرهنگی و اجتماعی با نظام سیاسی راهی ندارد جز به فعلیت کشاندن پتانسیل عظیمی که کنشگران انقلاب اسلامی به واسطه نگاه و سبک زندگی خود در بازنمایی واقعیات و ایده آل های جمهوری اسلامی داراست. مردمی سازی رسانه های جمعی به مثابه خصوصی سازی(مردمی سازی) آرمانها! مهمترین نیازی است که جشنواره عمار دارد به آن پاسخ می دهد. وقتی 250 نقطه شامل مساجد و حسینه ها و کانونهای فرهنگی و هنری همزمان با سینما فلسطین درحال اکران برگزیده های دوره سوم جشنواره عمار هستند، وقتی از دوره دوم تا دوره سوم افزایش 300 درصدی در تعداد آثار ارسالی به جشنواره دیده می شود و از جوانان فعال فرهنگی در ایذه و فسا و  بوشهر گرفته تا مستندسازان برجسته ای که آثار قبلیشان جوایزی جهانی گرفته با آثار متعدد در این جشنواره سینمایی شرکت کرده اند می توان به کارکرد «آزاد سازی و مردمی سازی سینما» ی جشنواره عمار امیدوار بود.


 
comment نظرات ()
 
 
 



-->