هرمس

هرمس(ادریس نبی) را سر منشا علم و حکمت و فرزانگی دانسته اند...

 
آیا تاریخ ایران تاریخ پادشاهان است؟(چرخش از تاریخ سیاسی به تاریخ فرهنگی)
نویسنده : میثم مهدیار - ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
 
تغییر و اصلاح کتابهای درسی تاریخ در آموزش و پرورش مسئله ای است که هر از چندگاهی در فضای رسانه ای مطرح شده و بازتابهای مثبت و منفی ای را در پی داشته است و درسالی که گذشت نیز این مساله خبر ساز شد.اما ماجرا از آنجا آغاز شد که حدود دو سال پیش در رسانه ها به نقل از مدیرکل سابق برنامه‌ریزی‌ و تألیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش نوشته شد:"پادشاهان از کتابهای درسی تاریخ حذف می شوند". البته ایشان بعدا در مصاحبه ای با تکذیب این نقل قول اظهار داشت: "پادشاهان و چهره‌های مهم در تاریخ ایران از کتاب‌های درسی حذف نمی‌شوند و تنها برخی از چهره‌های علمی به این کتاب‌ها اضافه خواهند شد." 

اما نقل قول اولیه مبنای اظهار نظر بعضی اصحاب تاریخ از جمله خسرو معتضد شد که طراحان این طرح را عده ای "بیکار و بیسواد" خوانده بود. همچنین مدتی پیش مدیر فعلی دفتر برنامه ریزی و تالیف کتب درسی در گفتگویی در این باره اعلام کرد:" شاهان را حذف نکرد‌ه‌ایم بلکه سلسله های شاهنشاهی را از تاریخ کشور حذف کرده‌ایم" وی در ادامه از پرکردن ذهن و حافظه‌ی کودکان از ارقام و اعداد سال تولد و مرگ پادشان انتقاد کرده و گفته بود:«...در آموزش تاریخ باید به چرایی آن پرداخته شود تا دانش آن بتواند چراغ راه آینده ما و آینه‌ای از گذشتگان باشد.». همین اظهار نظرهای جدید نیز سیلی از بازتابها را در رسانه ها در پی داشت و حتی وزرات آموزش و پرورش به دستکاری سیاسی در تاریخ متهم شد.

جدای از منازعات فوق،با نگاهی به تحولات اخیر در علم تاریخ و تاریخ نگاری در می یابیم که کتابهای درسی و آموزشی تاریخ در کشور ما دچار اشکالات فراوانی است. کتابهای آموزشی فعلی تاریخ بر اساس نگاههای کلاسیک به تاریخ نگاشته شده اند. تاریخ نگاری کلاسیک بیشتر نوعی وقایع نگاری روایتی یا نقل پشت سر هم وقایع به ظاهر گسسته است. وقایع مورد اشاره هم غالبا وقایع سیاسی و نظامی هستند. در این رویکرد ،تاریخ نگاران رفت و آمد دولت ها، رفتارهای حاکمان و عاملان آنها ،شکست ها و پیروزی های سلسله های حکومتی در جنگها و به طور کلی وقایع سیاسی و نظامی و رفتار نخبگان سیاسی را به عنوان تاریخ جوامع در نظر گرفته و کمتر به وجوه اجتماعی و فرهنگی زندگی مردمان توجه می کنند. 

 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
اولین فستیوال شعر و موسیقی ضد آمریکایی طبس در گفتگو با محسن صفایی فرد
نویسنده : میثم مهدیار - ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
 
میثم مهدیار: اولین فستیوال شعر و موسیقی ضد آمریکایی طبس قرار بود پنجم اردیبهشت ماه مصادف با سالروز واقعه طبس توسط دفتر مطالعات جبهه فرهنگی در تهران برگزار گردد. اما تاریخ این فستیوال به ۱۲ تیرماه تغییر یافته است. 
در رابطه با اهداف برگزاری این همایش و علت تغییر زمان برگزاری آن گفتگویی با محسن صفایی فرد دبیر برگزاری این فستیوال داشته ایم:
 


آقای صفایی فرد ابتدا از اهداف برگزاری این فستیوال برای خوانندگان و کاربران سایت بگویید:
در فضای اجتماعی کشور، ملت ما در کنار ملتهای دیگر، خاطرات زیادی از ارتباط با امپریالیسم جهانی که تبلورش در آمریکا است در ذهن دارند. از کودتای ۲۸ مرداد گرفته تا ۱۶ آذر، قضایای پیروزی انقلاب و اسنادی که بعد از فتح لانه جاسوسی بدست آمد که نشان از دخالت بی حد و حصر آمریکایی ها در امورات داخلی ما قبل و بعد از انقلاب داشت، بحث آغاز جنگ تحمیلی با تحریک و حمایت آمریکایی ها و بعد هم حمایت همه جانبه از صدام بعثی ،همچنین حمله به صحرای طبس و سقوط هواپیماهایشان ، سرنگونی هواپیمای مسافربری توسط ناو هواپیمابر وینسنس و بعد دادن نشان شجاعت به فرمانده ناو، تحریمهای اقتصادی و سیاسی ای که بعد از آن علیه ما به راه انداختند، حمایت از خرابکاران و تروریستهایی که دستشان به خون هزاران ایرانی از جمله مردم کوچه و بازار و نیز دانشمندان ما آلوده بود، فرستادن پهبادهای جاسوسی به آسمان ایران و... تنها نمونه هایی از خاطراتی است که ما در این یک سده اخیر از آمریکا داشته ایم.

در این خاطرات ما اشتراکات بسیاری با دیگر ملت ها از جمله شیلی، ژاپن، چین، ویتنام و... داشته و داریم. بعد از آغاز جنبش وال استریت احساس می شود که یک فضای جهانی مشترک ویژه ای نه تنها در کشورهایی که ذکر کردم بلکه حتی در خود آمریکا نیز ایجاد و برجسته شده است. در راستای همین همبستگی جهانی ما احساس کردیم که می شود در قالب یک فستیوال هنری این همبستگی جهانی و تاریخی را به یک شخصیت و عینیتی نزدیک کنیم. البته ما آغاز گر این حرکت هنری نبوده ایم. قبل از شروع این فستیوال ما با جستجو در فضای مجازی حدود ۲۰۰ کلیپ ضد آمریکایی از گروههای موسیقی برجسته در دنیا پیدا کردیم و متوجه شدیم که موسیقی ضد آمریکایی اصالتا خودش یک مکتب است مانند "ویکتور خارای" شیلیایی و "باب مارلی " جامائیکایی و دیگرانی که در این عرصه صاحب آثاری هستند. البته در کشور ما با اینکه در این ارتباط امپریالیستی سابقه زیادی داریم و در این راه هزینه زیادی هم داده ایم اما متاسفانه در بخش موسیقی هنرمند شاخصی نداریم.البته در حوزه شعر هنرمندان مردمی ای داریم مانند آقای قزوه، مودب و داوودی و ... که آثار فاخری در این عرصه تولید کرده اند.

 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
انحطاط اندیشه انحطاط
نویسنده : میثم مهدیار - ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۸ آذر ۱۳٩٠
 

پروژه  "زوال و انحطاط اندیشه سیاسی در ایران" سید جواد طباطبایی یکی از مباحث بحث بر انگیز ،محافل روشنفکری ایران در چند سال گذشته بوده است. طباطبایی به مانند دیگر روشنفکران سکولار و به صورت رادیکال تری نه از عقب ماندگی که از انحطاط صحبت می کند و همچنین راهکار رادیکال تری می دهد که نه امتزاج سنت و مدرنیته که طرد سنت و فاصله گرفتن از آن است. عقب مانده را امیدی است تا با تلاش بیشتر و وام گرفتن از گذشته و آینده ( منظور از آینده حالِ غرب است که عقب مانده با نگاهی تک خطی به مسیر پیشرفت و توسعه آن را آینده خود می پندارد) عقب ماندگی خود را جبران کند اما انحطاط یافته باید تمام گذشته خود را ترک و تنها به آینده! بیاندیشد.

سیدجواد طباطبایی در اندیشه خود نگاهی به گذشته می‌اندازد. وی با بازخوانی آثار اندیشمندانی همچون: فارابی، غزالی، امام فخررازی، فضل‌الله بن روزبهان خنجی، خواجه نظام الملک طوسی، مسکویه رازی، ابوعلی سینا و ... کار خود را شروع می‌کند کتابی نیز تحت عنوان ابن خلدون و علوم اجتماعی نوشته که به نظرات ابن خلدون پرداخته است.

در کتاب درآمدی فلسفی بر تاریخ اندیشه سیاسی در ایران از خواجه نظام‌الملک و اندیشه سیاسی ایرانشهری شروع می‌کند بعد اندیشه سیاسی غزالی، اندیشه سیاسی فخررازی، حکمت عملی، اندیشه عرفانی و در ادامه به دریافت عرفانی از اندیشه سیاسی ایرانشهری و اندیشه فضل‌الله بن روزبهان خنجی در مورد ایدئولوژی خلافت می‌پردازد وی کارش را با خواندن دقیق اندیشه پیشینیان آغاز می‌کند تا به یاری آنها، اندیشه جدید امروز را بازشناسد.

 کتاب زوال اندیشه سیاسی در ایران، به سه بخش تقسیم می‌شود: سپیده‌دم، نیمروز، شامگاه .

در سپیده‌دم به زایش اندیشه سیاسی افلاطون و بنیانگذاری فلسفه سیاسی قدیم و ارسطو و پایان فلسفه سیاسی یونانی می‌پردازد.

در نیمروز اندیشه‌های فارابی، مسکویه و ابوالحسن عامری تا ابوعلی سینا را مطرح می‌کند و در بخش آخر نگاهی به خواجه‌نصیر طوسی و تدوین نظام حکمت عملی، جلال‌الدین دوانی و سقوط حکمت عملی در سیاست نامه نویسی و از صدرالدین شیرازی تا ملاهادی سبزواری می‌اندازد.

کتاب دیباچه‌ای بر نظریه انحطاط در ایران را با تشریح تاریخ صفویان آغاز می‌کند وی با شک و تردید به نام گذاری این سلسله به نام دولت می‌نگرد و صفویان را یک دولت نمی‌داند. در ادامه سفرنامه‌های بیگانگان در مورد ایران، سفرنامه‌های ایرانیان را مورد مطالعه قرار می‌دهد. وی تاریخ نویسان را دارای نقش مهمی در ایجاد اندیشه جدید یا انحطاط آن دانسته و اندیشه سیاسی تاریخ نویسان و دورة گذار را بررسی می‌کند و در خاتمه بخش طرحی از نظریه انحطاط را می‌آورد. در کل می‌توان گفت که مبانی اندیشه طباطبایی سنت و کتابهای قدیمی اندیشمندان و متفکران ایرانی می‌باشد وی تشریح تاریخ جدید را جز با بازخوانی سنت میسر نمی‌داند و با مطالعه دقیق آثار پیشنیان نظریه جدید خود را بر آن پایه قرار می‌دهد.

قبل  از بحث در مورد فحوای اندیشه طباطبایی لازم است ابتدا جایگاه وی در مناسبات روشنفکری ایران مشخص شود تا فهم بهتری در مورد اندیشه وی حاصل شود.

 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
تاریخ درس عبرت است...
نویسنده : میثم مهدیار - ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳ امرداد ۱۳٩٠
 

دیشب توفیقی دست داد با خانواده مشرف شدیم حرم سید الکریم حضرت "شاه عبدالعظیم". به طور اتفاقی متوجه شدم که قبر ستارخان از قهرمانان مشروطه در صحن توتی حرم (مابین حرم و بازار جدید) است. به خاطر مطالعاتی که  قبلا را جع به تاریخ مشروطه داشتم حس خوبی  نسبت به ستارخان و باقر خان نداشتم  چون در کتابهای تاریخی راجع به مشروطیت  آنها را کسانی معرفی کرده بودند که به جای عدالتخانه اسلامی به دنبال  مشروطیت انگلیسی بودند و  همین رویکرد را باعث شکست مشروطه و به هدر رفتن خونها و زحمتهای حاصله  می دانستم . اما چون این روزها سالروز امضای مشروطیت بود پیش خودم گفتم بد نیست سری به مزار ایشان بزنم.  وقتی در  بالای سنگ قبر قسمتی از وصیت نامه ایشان را دیدم بدنم لرزید که  چطور روشنفکرهایی وطنی! تاریخ را به نفع  اغراض سکولاریستی خود تحریف می کنند:


"این بنده عاصی ستار برای اجرای احکام شریعت غرائ احمدی، مطابق احکام صادره علمای اعلام ،  از جان و مال و اولاد و هستی خود ، صرف نظر کرده تا دولت جابره تبدیل به دولت عادله و قوانین حضرت سیدالمرسلین رویه و مسلک اهل اسلام  شود "    ستار

مشروطه با حرکت علمای شیعه  علیه دستگاه فاسده  قاجاری  و با شعار تاسیس عدالتخانه شروع شد که اگر نبود حمایت و جلوداری آنها  هیچگاه مورد حمایت مردم قرار نمی گرفت و  به پیروزی نمی رسید  اما  استعمار خارجی  و استبداد  داخلی با اختلاف افکنی بین آنها سوار بر ماجرا شد . ابتدا شیخ فضل الله نوری در سکوت و تایید علمای مشروطه خواه تهران و نجف  اعدام شد و بعد از آن نیز خود همین علما یک به یک  ترور شدند. ثمره مشروطه نه تنها اعدام و ترور  علمای بزرگی مثل شیخ فضل الله  و  نایینی و خراسانی شد بلکه زمینه ساز به روی کار آمدن قزاق مستبد و بی سوادی مثل رضا خان  میر پنج بود. تاریخ درس عبرت است...

 


 
comment نظرات ()
 
 
سرگذشت وسوانح دانشگاه در ایران
نویسنده : میثم مهدیار - ساعت ٤:۱۳ ‎ق.ظ روز ۳٠ امرداد ۱۳۸٩
 

نقد و بررسی یک کتاب:سر گذشت و سوانح دانشگاه در ایران ( بررسی تاریخی آموزش عالی و تحولات اقتصادی ، اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی موثر برآن)مقصود فراستخواه،1388،انتشارات رسا، 870 صفحه

----------------------------------------------------------------------- 

الف: نگاه کلی به کتاب و نویسنده: مقصود فراستخواه از وابستگان جریانات روشنفکری متاخر در ایران که دارای دکتری برنامه ریزی  و توسعه آموزش عالی است در این کتاب 870 صفحه ای سعی کرده سیر تعویق،تمهید،تکوین،تاسیس،تکثیر و توسعه نهاد دانشگاه  در ایران را بررسی کند.موضوعی که اگر بانگاه بومی و به دور ازحب و بغضهای  روشنفکرانه بررسی گردد میتواند تا حدودی گره گشای وضعیت بحرانی و نا به سامان دانشگاه ایرانی باشد. امری که متاسفانه نویسنده با نگاه مدرنش و با تمام جد وجهدی که به خرج داده نتوانسته است بدان دست یابد.اما با این حال خواندن این کتاب را به  علاقه مندان آسیب شناسی  نظام دانشگاهی ایران و نیز مباحث نهضت نرم افزاری توصیه میکنم!

 

کتاب سرگذشت و سوانح دانشگاه در ایران نوشته مفصود فراستخواه

 

مهمترین نقطه مثبت کتاب بررسی چند جانبه و تاریخی زمینه های مختلف شکل گیری دانشگاه در جهان و به تبع آن در ایران است که به نوعی در زمینه جامعه شناسی علم و معرفت قرار میگیرد. اما مهمترین ضعفهای کتاب نوعی نگاه تقلیل گرایانه و تحویل همه تحولات و پیشرفتهای معرفتی غرب و ایران به رشد تجارت بازرگانی است و به عبارتی ، نوعی از  جبرگرایی اقتصادی (همچون مارکسیم) بر تحلیلهای نویسنده حکمفرماست.همچنین نویسنده تاریخ تحولات ایران معاصر و انقلاب اسلامی را در چهار چوب نظریه نوسازی تحلیل کرده است.

تجزیه غرب مدرن به سه عنصر سیاسی، فرهنگی وعلمی و انتقاد از سیاستهای  استعماری و استثماری غرب در قبال ایران و در مقابل استقبال از سیاستهای فرهنگی و علمی غرب در برابر ایران و برکشیدن آه حسرت! از تعویق  تاسیس دانشگاه مدرن در ایران (که به مثابه استثمار علمی و فرهنگی است) از رویکردهای جالب کتاب است و نویسنده فراموش میکند که سیاستهای استعماری غرب  نتیجه نگاه دنیاگرایانه و طبیعت گرایانه آنان در علم و فرهنگ است!

الگو گیری از نگاه مستشرقان غربی در توجه به تمدن ایران و اسلام ، استفاده از منابع تاریخی  پژوهندگانی همچون آدمیت،کسروی،یحیی دولت آبادی و... که بغضهای شخصی و گروهیشان در ضدیت با اسلام وشیعه زبانزد است از ارزش علمی این اثر کاسته است.

مقصود فراستخواه

 ب: نکات جالبی از  کتاب که به اضافات و افاضات  راقم این سطور آلوده گشته!( این اضافات با کروشه جدا شده اند):

1-نویسنده اولین سابقه شکل گیری علم ومعرفت و نظم وقانون  در جوامع را ، 4000 سال پیش از میلاد و در سرزمین سومریان( میان دجله و فرات )می یابد.مولف کتاب، رشد اقتصاد بازرگانی  به جای کشاورزی  را بر اثر رشد صنعت دریانوردی و در نتیجه تبادل فرهنگی با دیگر ملل را باعث و بانی آن میداند [ البته این نگاه متمایز از نگاههای روشنفکران قرن 18 غربی است که یونانیان را اولین فرزانگان و عالمان میدانند و در ایران نیز طرفداران پرو پا قرصی دارد. به عنوان مثال به آثار سید جواد طبابایی مراجعه شود] 

2- اولین جرقه های علم ودانش در ایران در زمان صدارت انوشیروان در دربار ساسانیان  پدیدار میشود. در رقابتهای ایران و روم  عده ای از فرزانگان یونانی به ایران پناهنده میشوند و دانشگاه جندی شاپور توسط طبیبان سریانی، مسیحی، یهودی و یونانی تاسیس میشود.[با انقراض هخامنشیان توسط اسکندر مقدونی و جانشینانش که حامل سنت یونانی بودند اختلاطی از سنت مادی گرایانه  یونانی و باستانی ایران بر فضای معرفتی  ایران حاکم شد. این اختلاط معرفتی توسط ایرانیان باستان که مردمی موحد بودند مورد پذیرش واقع نشد و در نتیجه ساسانیان که وارث این اختلاط معرفتی بودند پایگاه مردمی نیافتند و با ورود اسلام از میان رفتند.تاسیس جندی شاپور هم در همین فضای معرفتی شکل گرفت]


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
 



-->