هرمس

هرمس(ادریس نبی) را سر منشا علم و حکمت و فرزانگی دانسته اند...

 
چهار روایت روی نمایشگاه کتاب!
نویسنده : میثم مهدیار - ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

۱- از نظر بعضی ها نمایشگاه کتاب بزرگترین رویداد فرهنگی سال جمهوری اسلامی است چون حدود ۵.۵ میلیون نفر در سال گذشته از این نمایشگاه بازدید کرده اند. اینکه این آمار را از کجا به دست آورده اند خودش جای سوال دارد اما دیگرانی هستند که نمایشگاههای کتاب را بزرگترین رویداد ضد فرهنگی می دانند. ساده ترین دلیلشان هم این است که نمایشگاه کتاب به فروشگاه کتاب تبدیل شده و چرخه تولید- توزیع- مصرف کتاب را به هم زده و کار کتابفروشی های خرده پا در تهران و مخصوصا شهرستانها را با مشکل جدی مواجه کرده است. (برای روشن تر شدن موضوع اینجا و اینجا را بخوانید).

(کتابهایی که از نمایشگاه امسال خریدم)


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
آیا تاریخ ایران تاریخ پادشاهان است؟(چرخش از تاریخ سیاسی به تاریخ فرهنگی)
نویسنده : میثم مهدیار - ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
 
تغییر و اصلاح کتابهای درسی تاریخ در آموزش و پرورش مسئله ای است که هر از چندگاهی در فضای رسانه ای مطرح شده و بازتابهای مثبت و منفی ای را در پی داشته است و درسالی که گذشت نیز این مساله خبر ساز شد.اما ماجرا از آنجا آغاز شد که حدود دو سال پیش در رسانه ها به نقل از مدیرکل سابق برنامه‌ریزی‌ و تألیف کتب درسی وزارت آموزش و پرورش نوشته شد:"پادشاهان از کتابهای درسی تاریخ حذف می شوند". البته ایشان بعدا در مصاحبه ای با تکذیب این نقل قول اظهار داشت: "پادشاهان و چهره‌های مهم در تاریخ ایران از کتاب‌های درسی حذف نمی‌شوند و تنها برخی از چهره‌های علمی به این کتاب‌ها اضافه خواهند شد." 

اما نقل قول اولیه مبنای اظهار نظر بعضی اصحاب تاریخ از جمله خسرو معتضد شد که طراحان این طرح را عده ای "بیکار و بیسواد" خوانده بود. همچنین مدتی پیش مدیر فعلی دفتر برنامه ریزی و تالیف کتب درسی در گفتگویی در این باره اعلام کرد:" شاهان را حذف نکرد‌ه‌ایم بلکه سلسله های شاهنشاهی را از تاریخ کشور حذف کرده‌ایم" وی در ادامه از پرکردن ذهن و حافظه‌ی کودکان از ارقام و اعداد سال تولد و مرگ پادشان انتقاد کرده و گفته بود:«...در آموزش تاریخ باید به چرایی آن پرداخته شود تا دانش آن بتواند چراغ راه آینده ما و آینه‌ای از گذشتگان باشد.». همین اظهار نظرهای جدید نیز سیلی از بازتابها را در رسانه ها در پی داشت و حتی وزرات آموزش و پرورش به دستکاری سیاسی در تاریخ متهم شد.

جدای از منازعات فوق،با نگاهی به تحولات اخیر در علم تاریخ و تاریخ نگاری در می یابیم که کتابهای درسی و آموزشی تاریخ در کشور ما دچار اشکالات فراوانی است. کتابهای آموزشی فعلی تاریخ بر اساس نگاههای کلاسیک به تاریخ نگاشته شده اند. تاریخ نگاری کلاسیک بیشتر نوعی وقایع نگاری روایتی یا نقل پشت سر هم وقایع به ظاهر گسسته است. وقایع مورد اشاره هم غالبا وقایع سیاسی و نظامی هستند. در این رویکرد ،تاریخ نگاران رفت و آمد دولت ها، رفتارهای حاکمان و عاملان آنها ،شکست ها و پیروزی های سلسله های حکومتی در جنگها و به طور کلی وقایع سیاسی و نظامی و رفتار نخبگان سیاسی را به عنوان تاریخ جوامع در نظر گرفته و کمتر به وجوه اجتماعی و فرهنگی زندگی مردمان توجه می کنند. 

 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
در آمدی بر روش شناسی طراحی یک زندگی معطوف به آینده یک جوان مسلمان
نویسنده : میثم مهدیار - ساعت ٢:٤٢ ‎ق.ظ روز ٩ خرداد ۱۳٩٠
 


این چند روز بعضی از بچه هایی که در آزمون  ارشد رتبه آورده بودند مشاوره می خواستند که مثلا دانشگاه تهران را انتخاب کنند یا علامه را! جالب بود که این تردید اپیدمی بود بین همه بچه های شیراز و تهران و اصفهان و.... همه می خواستند در  این یکی دو روزه انتخاب کنند و هر لحظه تصمیمی می گرفتند. شاید این حالات نزار و پریشان ِ دوستانی اینچنینی را در چنین مواقعی دیده باشید.

 به نظر من مساله اصلی این انتخاب نیست. این مشکل از جای دیگری آب می خورد. مساله اینجاست که ما برای زندگی  مان برنامه نداریم. نمی دانیم قرار است چه کاره شویم؟ چه شغلی و حرفه ای رضایت ما از زندگی را حاصل می کند؟ در چه سطحی قرار است کار کنیم؟ آیا مثلا دوست داریم در حوزه نظر بمانیم یا می خواهیم وارد کارهای عملیاتی شویم یا قرار است حلقه واسط کارهای تئوریکی و عملیاتی باشیم؟ قرار است کجا زندگی کنیم؟ با کی زندگی کنیم؟ کی زندگی کنیم؟! نتوانستیم جایگاه مشخصی برای آینده خودمان در جهان متصور شویم. منتظر تصادفیم! "حالا ببینم رتبه ام چه می شود، حالا ببینم .... بعد تصمیم می گیرم!". در یک کلام: ما برای زندگی آینده مان طرح نداریم.

اگر ما درک مشخصی از آینده شغلی و زندگی و مکتبی و... خود داشته باشیم یعنی آرمان مشخصی برای آینده مان تعیین کرده باشیم انتخاب در سر دو راهی ها ما را گیج و پریشان نخواهد کرد. دیگر برای زندگی مان معیار داریم. اینجا آرمان ما تعیین می کند کدام راه را انتخاب کنیم. ممکن است راه سخت تر را انتخاب کنیم اما چون طرح  و آرمان زندگی مان این چنین اقتضا کرده برایش هزینه می دهیم. البته ممکن است با توجه به تجربیاتی که در زندگی روزمره برایمان حاصل می شود برنامه مان در آینده مقداری تغییر کند اما این تغییر حساب شده است و مطمئنا در جهت بهتر و اصلاح شدن طرح قبلی مان است.

مرحوم علی صفایی در کتاب حرکتشان می فرمایند : " اگر در زندگی برای خود طرح نداشته باشید در طرح دیگران قرار می گیرید". این کتاب را که به نظرم" در آمدی بر روش شناسی طراحی یک زندگی معطوف به آینده یک جوان مسلمان " است را به همه دوستان توصیه می کنم. مدت ها این کتاب مانیفست زندگی من بود.

 

قسمتی از مقدمه کتاب:

هر کدام از ما در جایگاهی نشسته ایم و برایمان چه در خانه واداره و چه در محراب و منبر ، اشتغال و فعالیتی است . گاه به آنچه امروز داریم ، قانع ایم و خیال می کنیم همان نهایت و غایتی است که می توانیم تامین کنیم . این در صورتی است که به محدودیت در انسان معتقد باشیم و او را در محدوده ای متوقف کنیم . اما اگر معتقد باشیم که ، انسان گرچه استعدادهایش محدود است ، ولی با ترکیب آنها نامحدود و بی نهایت می شود ، هیچ گاه جایگاهی را که داریم نقطه ی آخر نخواهیم دانست ؛ که حروف الفبا در ترکیب با هم بی نهایت کلمه و بی نهایت جمله به وجود می آورند ؛ استعدادهای انسان هم در ترکیب با یکدیگر ، بی نهایت استعداد می آفرینند .
آدمی که به ماهی چند هزار تومان حقوق و یک زن و بچه و برو بیایی و احیانا یک عنوان روشن فکری و چند جلسه سخرانی قانع است ، دیگر چه می خواهد ؟! اگر به این حد قانع باشد ، طبیعی است که حرکتی نکند ، طبیعی است که در رکودش بگندد . اگر به طهارت آب پاک چشمه ها و اشک پاک ابرها هم که باشد ، می گندد ؛ که گندیدن ضرورت است .
کفر متحرک به اسلام می رسد ، ولی اسلام راکد ، پدر بزرگ کفر است . سلمان ها در حالی که کافر بودند ، حرکتشان آنها را به رسول منتهی کرد و زبیرها در حالی که با رسول بودند ، رکودشان آنها را به کفر پیوند زد .

کفری که با حرکت ما همراه باشد ، وحشتی ندارد . وحشت آنجایی است که با رکودها پیوند خورده باشیم .

سایت مرحوم صفایی حائری


 
comment نظرات ()
 
 
نقد تجربه گرایی در جامعه شناسی!
نویسنده : میثم مهدیار - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۳٠ آبان ۱۳۸٩
 

یکی از کتابهایی که این روزها با آن مشغولم کتاب تجربه گرایی در جامعه شناسی است:

 

"ویلر، دیوید و جودیت ویلر 1380. تجربه گرایی در جامعه شناسی: نقد روش های تجربی و کمی در جامعه شناسی معاصر. مترجم: حسن شمس آوری. تهران: نشر مرکز"

بهترین معرفی راجع به کتاب را خود نویسندگان در مقدمه آورده اند:

از روش های جامعه شناختی موجود (یعنی تجربه گرایی) قوانین علمی به دست نمی اید در واقع نمی تواند هم به دست اید . علم اجتماعی از تجربه گرایی حاصل نمی شود .حتی مبنای تجربه گرایی اجتماعی کنونی نیز بی اعتبار است .این روش ها برای گرداوری اطلاعات دقیق و ایجاد تعمیم های معنادار سودمند نیست .حاصل اش نه تنها در مقام علم بلکه در مقام شناخت تجربه گرایانه نیز بی ارزش است .بسیاری از معضلات جامعه ناشی از تکامل نا برابر علوم است و تنها راه حل معضلات تکامل علم اجتماعی است . برای دست یابی به این مقصود باید روش های جا افتاده (برای مثال تجربه گرایی) را دور بریزیم . "

عناوین فصل های این کتاب از این قرار است :تجربه گرایی و علم -ریشه های تجربه گرایی نظام دار - علیت احتمال در تجربه گرایی - علم جستجوی اندازه گیری با سنجش-  فلسفه علم تجربی - از تجربه گرایی تا جامعه شناسی علمی .

در این کتاب سعی شده  سیر شکل گیری تجربه گرایی در علوم انسانی و اجتماعی از جان استوارت میل ( به عنوان اولین ناظم روشهای تجربی و استقرایی) به بعد(ورود ریاضی و آمار به جامعه شناسی) با نگاهی انتقادی مورد بررسی قرار گیرد. نویسندگان خود به روشهای نظری در علوم اجتماعی قائلند و اصلا تجربه گرایی را از علم جدا می دانند.

 به نظرم این کتاب  برای آنانی که میخواهند نگاهی انتقادی به علوم اجتماعی فعلی مرسوم در فضای آکادمیک ایران داشته باشند جالب خواهد بود.

کتاب تجربه گرایی در جامعه شناسی(نقد روشهای کمی و تجربی در جامعه شناسی) با اینکه کتاب بسیار مفیدی است فقط یک بار آن هم  چند سال پیش توسط نشر مرکز چاپ شده است. جا دارد کسی پیگیر چاپ مجدد کتاب از طریق انتشارات مرکز یا انتشارات دیگری شود .

 


 
comment نظرات ()
 
 
سید جواد طباطبایی: روشنفکری چند قدم به عقب!
نویسنده : میثم مهدیار - ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۳٠ شهریور ۱۳۸٩
 

تبار شناسی و نقد پروژه زوال اندیشه سیاسی سید جواد طباطبایی

  • امروزه درک چگونگی سیر تحول اندیشه سیاسی ایران اسلامی به دغدغه و پرسشی فراگیر در محافل حوزوی و دانشگاهی و روشنفکری ایران تبدیل شده است. اندیشمندان و متفکرانی که در این حوزه به تتبع و پژوهش مشغولند را می توان به دو گروه تقسیم کرد. دسته اول با استفاده از مفاهیم و معیارهای تاریخ اندیشه سیاسی غرب، سیر اندیشه سیاسی ایران اسلامی را به طور عام رو به انحطاط و زوال می دانند و اندیشه ورزان ایرانی را در فهم و درک انحطاط دچار جهل مرکب می بینند. اما دسته دوم معتقدند با استفاده از مفاهیم، مقولات و معیارهای تاریخ اندیشه سیاسی غرب شناخت درستی از علل بیرونی و درونی این عدم بالندگی نمی تواند پیدا کرد.
  • به زعم وی (مدرنهای کلاسیک ایرانی نظیر آخوندزاده، ملکم خان و آقاخان کرمانی عقب ماندگی ایران را به محور اساسی پروژه فکری و اصلاحی خود تبدیل نمودند) (حقدار، 1382، ص32) و خود در صدد ادامه دادن راه آنان است و می خواهد پرسش از انحطاط را به صورت جدی تر و بنیادی تر مطرح کند. اگر روشنفکری اولیه را دارای چهار ویژگی اصلی به شکل زیر بدانیم، سید جواد طباطبایی را می توان عقب گردی از روشنفکری نسل سوم متاخر(جمع بین سنت و مدرنیته) به روشنفکری نسل اول (طرد سنت) دانست.
  • با توجه به اینکه طباطبایی که رساله دکتری خود در سوربون را در مورد هگل به پایان رسانده و نیز قول ویل دورانت در مورد هگل که می گوید: "مطالعات هگل در ادبیات یونانی موجب شده سخت شیفته تمدن یونانی گردد.) این رویکرد طباطبایی بی معنا نیست.
  • شرق شناسی یک شیوه پژوهش و متد معرفتی است که هر کس می تواند از آن استفاده کند. یعنی حتی نویسنده ای شرقی (که زادگاهش در شرق است) با این متد و نگاه می تواند مستشرق قلمداد شود. او  از این باب که خود در میان شرق ودلش جای دیگر است پژوهشهای خویش را بر مبانی معرفتی و فلسفی غرب بنا نهاده و با التزام به لوازم و تبعات رویش و الگوی استشراق با یک نگاه بیرونی و از کرسی تجدد اروپایی به چند وچون تاریخ، فرهنگ، اندیشه و تمدن شرقی می پردازد. با چنین نگاهی بایکوت سنت ها و قائل شدن به سیر واپس گرایانه تاریخ اندیشه و حرکت قهقرایی شرق و اسلامی و اعلام نظریه انحطاط و زوال هیچ غریب و بعید نمی نماید

  • نظریه های عبور از  گمین  شافت به  گزل شافت تونیس ، همبستگی مکانیکی به ارگانیکی دورکیم، مراحل سه گانه کنت، یکپارچگی اسپنسر، و نیز نظریات نوسازی و مدرنیزاسیون در جامعه شناسی توسعه در همین راستا پا به عرصه وجود گذاشته اند. همین نگاه خود برتر بینی و متفرعنانه غربی بود که مجوز لشگرکشی واستثمار و استعمار را در سده های پس از رنسانس صادر می کرد. این وجه نظر البته در دهه های گذشته به شدت از سوی غربیان مورد سوال و تردید قرار گرفته است. ازجمله:فیلسوفانی چون اشپنگلر که خبر از افول غرب مدرن می دهند، هایدگر که معتقد بود "غرب، مغرب حق و حقیقت است"، نیچه و پست مدرن هایی چون فوکو که معتقد بودند معرفت در جامعه غربی نه بر اساس عقلانیت که بر اساس ساختارهای قدرت سامان یافته است

مقاله کامل

----------------------------------

بعد نوشت:تکمله ای بر بی مایگی


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
سرگذشت وسوانح دانشگاه در ایران
نویسنده : میثم مهدیار - ساعت ٤:۱۳ ‎ق.ظ روز ۳٠ امرداد ۱۳۸٩
 

نقد و بررسی یک کتاب:سر گذشت و سوانح دانشگاه در ایران ( بررسی تاریخی آموزش عالی و تحولات اقتصادی ، اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی موثر برآن)مقصود فراستخواه،1388،انتشارات رسا، 870 صفحه

----------------------------------------------------------------------- 

الف: نگاه کلی به کتاب و نویسنده: مقصود فراستخواه از وابستگان جریانات روشنفکری متاخر در ایران که دارای دکتری برنامه ریزی  و توسعه آموزش عالی است در این کتاب 870 صفحه ای سعی کرده سیر تعویق،تمهید،تکوین،تاسیس،تکثیر و توسعه نهاد دانشگاه  در ایران را بررسی کند.موضوعی که اگر بانگاه بومی و به دور ازحب و بغضهای  روشنفکرانه بررسی گردد میتواند تا حدودی گره گشای وضعیت بحرانی و نا به سامان دانشگاه ایرانی باشد. امری که متاسفانه نویسنده با نگاه مدرنش و با تمام جد وجهدی که به خرج داده نتوانسته است بدان دست یابد.اما با این حال خواندن این کتاب را به  علاقه مندان آسیب شناسی  نظام دانشگاهی ایران و نیز مباحث نهضت نرم افزاری توصیه میکنم!

 

کتاب سرگذشت و سوانح دانشگاه در ایران نوشته مفصود فراستخواه

 

مهمترین نقطه مثبت کتاب بررسی چند جانبه و تاریخی زمینه های مختلف شکل گیری دانشگاه در جهان و به تبع آن در ایران است که به نوعی در زمینه جامعه شناسی علم و معرفت قرار میگیرد. اما مهمترین ضعفهای کتاب نوعی نگاه تقلیل گرایانه و تحویل همه تحولات و پیشرفتهای معرفتی غرب و ایران به رشد تجارت بازرگانی است و به عبارتی ، نوعی از  جبرگرایی اقتصادی (همچون مارکسیم) بر تحلیلهای نویسنده حکمفرماست.همچنین نویسنده تاریخ تحولات ایران معاصر و انقلاب اسلامی را در چهار چوب نظریه نوسازی تحلیل کرده است.

تجزیه غرب مدرن به سه عنصر سیاسی، فرهنگی وعلمی و انتقاد از سیاستهای  استعماری و استثماری غرب در قبال ایران و در مقابل استقبال از سیاستهای فرهنگی و علمی غرب در برابر ایران و برکشیدن آه حسرت! از تعویق  تاسیس دانشگاه مدرن در ایران (که به مثابه استثمار علمی و فرهنگی است) از رویکردهای جالب کتاب است و نویسنده فراموش میکند که سیاستهای استعماری غرب  نتیجه نگاه دنیاگرایانه و طبیعت گرایانه آنان در علم و فرهنگ است!

الگو گیری از نگاه مستشرقان غربی در توجه به تمدن ایران و اسلام ، استفاده از منابع تاریخی  پژوهندگانی همچون آدمیت،کسروی،یحیی دولت آبادی و... که بغضهای شخصی و گروهیشان در ضدیت با اسلام وشیعه زبانزد است از ارزش علمی این اثر کاسته است.

مقصود فراستخواه

 ب: نکات جالبی از  کتاب که به اضافات و افاضات  راقم این سطور آلوده گشته!( این اضافات با کروشه جدا شده اند):

1-نویسنده اولین سابقه شکل گیری علم ومعرفت و نظم وقانون  در جوامع را ، 4000 سال پیش از میلاد و در سرزمین سومریان( میان دجله و فرات )می یابد.مولف کتاب، رشد اقتصاد بازرگانی  به جای کشاورزی  را بر اثر رشد صنعت دریانوردی و در نتیجه تبادل فرهنگی با دیگر ملل را باعث و بانی آن میداند [ البته این نگاه متمایز از نگاههای روشنفکران قرن 18 غربی است که یونانیان را اولین فرزانگان و عالمان میدانند و در ایران نیز طرفداران پرو پا قرصی دارد. به عنوان مثال به آثار سید جواد طبابایی مراجعه شود] 

2- اولین جرقه های علم ودانش در ایران در زمان صدارت انوشیروان در دربار ساسانیان  پدیدار میشود. در رقابتهای ایران و روم  عده ای از فرزانگان یونانی به ایران پناهنده میشوند و دانشگاه جندی شاپور توسط طبیبان سریانی، مسیحی، یهودی و یونانی تاسیس میشود.[با انقراض هخامنشیان توسط اسکندر مقدونی و جانشینانش که حامل سنت یونانی بودند اختلاطی از سنت مادی گرایانه  یونانی و باستانی ایران بر فضای معرفتی  ایران حاکم شد. این اختلاط معرفتی توسط ایرانیان باستان که مردمی موحد بودند مورد پذیرش واقع نشد و در نتیجه ساسانیان که وارث این اختلاط معرفتی بودند پایگاه مردمی نیافتند و با ورود اسلام از میان رفتند.تاسیس جندی شاپور هم در همین فضای معرفتی شکل گرفت]


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 
مرجع مکتب ایرانی!
نویسنده : میثم مهدیار - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ٢٠ امرداد ۱۳۸٩
 

همایش ایرانیان خارج از کشور یک مدعو  آمریکایی به نام پروفسور ریچارد فرای داشت که سعی میکرد با زبان دست و پا شکسته فارسی از ارادت خود به فرهنگ ایران سخن بگوید.این محقق آمریکایی در پایان سخنرانی اش از درخواستش برای دفن در کنار زاینده رود(همچون پروفسور پوپ)سخن گفت. درخواستی که بلافاصله توسط رییس جمهور و با اهدا یک خانه سنتی در اصفهان پاسخ داده شد.(عکس ها)


برای آنانی که در زمینه تاریخ ایران به تحقیق و مطالعه مشغولند نام ریچارد ن.فرای به عنوان یک مستشرق و ایران شناس آشناست. دو کتاب میراث باستانی ایران(the heritage of persia) و عصر زرین فرهنگ ایران(the golden age of persia) حاصل تحقیقات چندین ساله وی در زمینه تاریخ ایران باستان(کتاب اول) و ایران بعد از اسلام(کتاب دوم) است.

 

به اعتقاد من مشایی سخنان و تفکرات خود را از کتاب عصر زرین فرهنگ ایران وام گرفته و علت دعوت ریچارد فرای به این همایش هم همین مسئله بوده است. 


ریچارد ن. فرای در کتاب دوم خود یعنی عصر زرین فرهنگ ایران(که توسط انتشارات سروش ترجمه و چاپ شده است) به بررسی تاثیر فرهنگ ایرانی بر اسلام پرداخته است.
نویسنده  در جای جای کتاب  سعی در اثبات  این مطلب دارد که خصلت  ایرانیان  محافظه کاری است و آنان فرهنگهای مختلف را ابتدا با سنت کهن خود سازگار میکنند و سپس  میپذیرند. به طور مثال  وی معتقد است ایرانیان در حقیقت اسلام را نپذیرفتند بلکه با روحیه محافظه کاری خود و پس از حمله عربان اسلام را ایرانی کردند و با این ایرانی ساختن ،دین و تمدنی جهانی پدید آوردند که به خویها و اعتقادات و آیینهای عربی بادیه(پیامبر و اصحابش) ربط نداشت.تمدنی که با حمله ترکان دچار انحطاط شد و با شاه اسماعیل موسس سلسله صفویان دوباره نضج گرفت.
البته او پایه های حکومت صفویان را بیشتر از آنکه بر اسلام نهد بر سنت هخامنشی کوروش و نیز ساسانیان استوار میداند. فرای در این کتاب شیعه را یک قرائت ایرانی از اسلام میداند و حتی فراتر از این از تاثیرات زردشت بر دین آورده شده توسط محمد(ص) سخن میگوید!
وی اعتقاد دارد ایرانیان درهمه دورانها سعی در حفظ اعتقادات و رسوم کهن خود در بسیاری از جنبه ها دارند و برای حفظ این رسوم دست به هر کاری میزنند!
او حتی پار را از این فراتر گذاشته و نسب بعضی امام زادگان را پیش از اسلام و در مذهب زرتشتی  میداند که طبق همان خصلت محافظه کاری ایرانیان رنگ و بوی اسلامی گرفته اند.
وی ریشه بسیاری از تفکرات فیلسوفان ایرانی مسلمان  را نیز در سنت باستانی ایران میداند و فی المثل ریشه تفکرات شیخ اشراق را به افلاطون و زرتشت می رساند و البته در این میان از اسلام خبری نیست!
وی سعی میکند در همه مولفه های فرهنگی اسلام بعد از فتح ایران نشانه هایی از حضور ایران باستان بیابد تا بتواند ادعای " ایرانی کردن اسلام " توسط ایرانیان را به اثبات برساند.
در این کتاب همچنین ادعا های زیادی درباره زبان فارسی  و نیز تاثیر ایران  باستان بر زمینه هایی  چون دیوان و حکومت، دین وفلسفه ،علوم پزشکی و داد وستدو پیشه ها ،هنرهای زیبا و ادبیات و زبان صورت گرفته که در این مختصر مجال نقد و بررسی نیست.
همچنین این کتاب یکی از منابع اصلی ملی گراها و روشنفکران متاخر ایرانی  است که سعی در کمرنگ کردن اسلام در تاریخ ایران دارند و  اسلام را  به عنوان  سدی در برابر ظهور شکوه مجدد ایران  قلمداد میکنند.به عنوان مثال سید جواد طباطبایی در تنقیح پرو‍ژه انحطاط ایران در  کتاب"  زوال  اندیشه سیاسی  در ایران "  از مدعیات ریچارد فرای بارها و بارها وام گرفته است و از ایرانی کردن اسلام توسط ایرانیان سخن گفته است.


 
comment نظرات ()
 
 
متولد چه ماهی هستید؟
نویسنده : میثم مهدیار - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۸ امرداد ۱۳۸٩
 

 امروز با دیدن این مطلب و  این ایده یاد نوشته خودم افتادم که چند سال پیش و برای یک نشریه دانشجویی نوشته بودم.شاید فضای وبلاگ در چند پست قبل یه کمی زیادی جدی شده و این پست برای تلطیف فضا بد نباشه !

------------------------------------------------------------------

 متولد چه ماهی هستید؟

 Ø     اگر متولد ماه فروردین هستید، یعنی که شما باید آدم پرمطالعه‌ای باشید؛

Ø     اگر متولد اردیبهشت هستید، پس باید کتاب‌های تاریخی و داستانی را ترجیح دهید؛

Ø      اگر متولد خردادماه هستید،‌ احتمالاً باید به کتاب‌های فلسفی، دینی و علوم‌انسانی اهمیت بدهید؛

Ø      و اگر متولد...

اصلاً شما متولد هر ماهی و هر سالی و هر روزی که باشید، چاره‌ای ندارید جز این‌که به «کتاب» و «کتابخوانی» خیلی جدی و به عنوان یک امر اجتناب‌ناپذیر نگاه کنید. چرا؟! چون انسان بزرگی هستید! و انسان‌های بزرگ، شاید بتوانند دو دقیقه بدون هوا، دو هفته بدون آب و یک عمر بدون پول زندگی کنند، اما بدون کتاب نمی‌توانند حتی یک لحظه زنده بمانند!

فکر می‌کنید جمله‌ی زیر از کیست؟

«این عادت هنوز در بین مردم جا نیفتاده که بروند کتابی را بخرند، آن را بخوانند، بعد به دوستشان یا به فرزندشان بدهند تا آن‌ها هم بخوانند. این‌طوری نیست. ای‌بسا کتابی را می‌خرند، بعد آن را کناری می‌گذارند یا مثلاً کتابی را دوستی به دوستی هدیه می‌دهد، او هم کناری می‌گذارد! واقعاً کتاب خواندن در مملکت ما جا نیفتاده است و این "درد بزرگی است" و ما از اهمیت و عظمت این درد غافلیم. من هر زمانی که به یاد کتاب و وضع کتاب در جامعه‌ی خودمان می‌افتم، قلباً غمگین و متأسف می‌شوم.»

ویکتور هوگو می‌گوید: «خوشبخت کسی است که به یکی از دو چیز دسترسی دارد: یا کتاب‌های خوب؛ و یا دوستانی که اهل کتاب باشند.» و یک نظریه‌ی پزشکی-فرهنگی نیز می‌گوید: «طول عمر با میزان مطالعه‌ی کتاب نسبت مستقیم دارد. هر که مطالعه‌اش بیش،‌ عمرش بیشتر؛ و البته گاهی هم کمتر!»

و بزرگوار دیگری فرموده: «مردمی که با کتاب خوی نگیرند،‌ فرزانگی و فرهنگ ندارند.»

شاید پیش خود بگویید: «حالا که چی؟! بابا ما که یه پا کتاب خونیم!» برای این هم جواب داریم: «هیچوقت پز کتاب‌هایی را که خوانده‌اید‌ ندهید؛ به کتاب‌هایی که هنوز نخوانده‌اید، فکر کنید.»

گاهی با یک کتاب،‌ می‌توان راه صد ساله را یک شبه پیمود؛ و البته گاهی هم نمی‌شود! ولی یک اتاق پذیرایی حتماً با یک قفسه کتاب آبرومندتر است...!

همه‌ی اینها را گفتم که که به اینجا برسم :
یک ساعت از عمر را به هیچ قیمتی نمی‌توان باز گرداند،‌ اما با مبلغی ناچیز، می‌توان تجارب تمام عمر بزرگ‌ترین عقلای عالم را تصرف کرد؛ کتاب عمر دوباره است...

 --------------

سایتهایی درباره کتاب که سر میزنم:

پاطوق کتاب    خانه کتاب اشا   کتاب نیوز     کتابخانه خبرگزاری مهر

کتابخانه خبرگزاری فارس    کتاب آفتاب


 
comment نظرات ()
 
 
کتابهایی که این روزها میخوانم!
نویسنده : میثم مهدیار - ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ٦ امرداد ۱۳۸٩
 

- مدتها  تصمیم داشتم خلاصه ای از مهمترین نکات کتابهای مطالعه شده را در دفتری برای یاد آوری ثبت کنم و نیز  این وبلاگ را محلی کنم برای معرفی و بررسی آن  کتابها   اما آن تصمیم در نهایت بدین جا رسید که  میبینید!تقریبا هر 100 صفحه  در یک خط !  فعلا همین هم غنیمتی است! و بقیه اش بماند......

 1- فلسفه علوم اجتماعی (بنیادهای فلسفی تفکر اجتماعی) ،تد بنتون و یان کرایب، ترجمه شهناز مسمی پرست ، نشر آگه
نقد و بررسی مکتبهای علوم اجتماعی از پوزیتیویسم و تجربه گرایی،تفسیر گرایی و پارادایم گرایی، رئالیسم ،هرمنوتیک ،انتقادی،  تا فمینیسم .نویسندگان کتاب  نقدهای قابل توجهی به هرکدام از این مکتبها وارد کرده اند این کتاب برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی کتابی در خور مطالعه وتامل است و البته برای چند بار خواندن!
2-فهم علم اجتماعی،راجر تریگ ،ترجمه شهناز مسمی پرست ،نشر نی
این هم مثل بالایی! البته با این تفاوت که بیشتر بر روی موضوعات و مفاهیم  مثل ماهیت علم-عینیت در علم -فهم جامعه های دیگر-واقعیت و ارزش-عقلانیت و... تمرکز کرده و دیدگاههای مختلف را با هم مقایسه کرده است
3- فلسفه امروزین علوم اجتماعی(با نگرش چند فرهنگی) ،برایان فی،ترجمه خشایار دیهیمی،انتشارات طرح نو
این یکی به قول مترجم همه نحله های فکری در علوم اجتماعی که بعضا پیچیده  به نظر میرسند را بررسی کرده و اما این کار به زبانی ساده  و با مثالهای فراوان صورت گرفته و مفاهیم به ظاهر بغرنج به سوالات بنیادین و اساسی  که در ذهن همه ماست فرو کاسته شده  و سعی شده به ساده ترین زبان به این پرسشهای بنیادی پاسخ گفته شود
4-مجله علمی-پ‍ژوهشی روش شناسی علوم انسانی،پژوهشگاه حوزه و دانشگاه .
این نشریه که محمد تقی ایمان( استاد روش شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه شیراز )سردبیری آن و تعدادی از اساتید بنام و محققان روش شناسی در رشته های مختلف علوم انسانی  مسئولیت هیات تحریریه و داوری آن را  بر عهده دارند و زیر نظر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه اداره میشود.  این نشریه که ۶٢ شماره از انتشارش میگذره  مقالات خوبی در بررسی تخصصی دیدگاههای مختلف در روش شناسی علوم انسانی و مقایسه  با روش شناسی علوم تجربی، بررسی روش شناسی استفاده از متون دینی و بررسی فلسفی و کلامی تولید علم دینی و بومی و....  را در آن میشود پیدا کرد.پژوهشگاه حوزه و دانشگاه کتابهای قابل توجهی در روش شناسی، روان شناسی ،تاریخ و مدیریت و مسئله علم دینی دارد که معروفترینشان  همان کتاب علم دینی دیدگاهها و ملاحظات، هست
5-،دوام اندیشه سیاسی در ایران،محمد ناصر نقوی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ،انتشارات بوستان کتاب
تبار شناسی و نقد و بررسی ادعاها وتناقضات پروژه زوال اندیشه سیاسی سید جواد طباطبایی کتاب جامع و کاملیه و حتی برای کسانیکه کتابهای سید جواد رو نخوانده اند مفید و قابل استفاده است.
پژوهشگاه علوم و  وفرهنگ اسلامی که در قم و وابسته به دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم است کتابهایی خوبی در اندیشه سیاسی و معرفت شناسی و تعلیم وتربیت  و ... داره که قابل توجه و تامل است.
6-مقام فلسفه در تاریخ ایران اسلامی،رضا داوری اردکانی،انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
مثل بقیه کتابهای دکتر  داوری در  این کتاب از همه چیز صحبت شده ولی مساله اساسی همان بحث قدیمی ولی اساسی نسبت اسلام ، تمدن اسلامی و فلسفه اسلامیست  .
اگر به قول خود داوری مقام فیلسوف  را تفکر بدانیم و نه آموزش و تکرار و تقلید من داوری را تنها فیلسوف زنده ایرانی میدانم که تاملاتش در بدیهی ترین مقبولات بعضی اوقات آدم را شوکه میکند.
 البته قلم داوری رندانه است و در جای جای کتاب سوالات و پاسخهایی را  که مطرح میکند بعضا پاسخ دیگر پژوهندگان ایرانی است.

ادامه دارد.....

-------------------------------------------------------------------

-استخدام گتره ای(همان کیلیویی خودتان!) 5000 نیروی  جدید در آموزش و پروش همزمان با تصویب سند تحول  راهبردی  آموزش و پرورش در هیات  دولت مسئله ای است که در چند پست آینده قصد دارم به آن بپردازم البته اگر توفیقی حاصل شد!

-  شبهای احیا و مناجات مسجد دانشگاه تنها زمانی است که میتوان دانشجویان امروزین و فارغ التحصیلان قدیمی دانشگاه شیراز را زیارت کرد و آنجا این جمع ها همه چیز میگویند غیر از ذکر خدا و استغفار! مناجات ما در شب نیمه شعبان ختم شد به مقایسه شهید مطهری و مرحوم علی صفایی! احساسی که نسبت به این دو بزرگوار  داشتم را با چند تن از دیگر رفقا مشترک یافتم و بر آنم که در یک پست در این باره بنویسم انشالله!


 
comment نظرات ()
 
 
 



-->