بیانیه تک نفره انتخاباتی!

الان که مده همه اظهار نظر می کنند ما هم برای جا نموندن از قافله، افاضات و اضافات خودمون رو در چند بند اعلام می کنیم:
1- تجربه احمدی نژاد نشون داد که هر چقدر انقلابی باشی اما این ساختارهای اقتصادی وسیاسی و فرهنگی است که تو را به چرخش در مواضع وا میدارد و اگر مبانی نظری ات محکم نباشد یک روز مکتب ایرانی می شوی و یک روز بهاری و ...
2-  تجربه تیر 78 و انتخابات 88 هم نشون داد که مهمترین نیاز ما اصلاح ساختار تربیتی جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی به خاطر ضعف و عقب ماندگی و غربزدگی در ساختار تربیتی و فرهنگیش داره با هزینه خودش بوسیله ساختارهای تربیتی اش از جمله آموزش و پروش و آموزش عالی و صدا و سیما و.. نیروی اپوزسیون تولید و تربیت می کنه. کافیه یه مقایسه ای بین خروجی های  دانشگاهها و مدارس و دبستان ها (همونهایی که قرار بود ادبستان باشند) و ورودی های آنها کنید تا عمق فاجعه رو دریابید...
3-  اگر کسی ادعا کرد که من می تونم مشکل اقتصاد ایران را در 4 سال حل کنم یا دروغگو هست یا نفهم!  به نظر بنده مشکل اقتصاد ایران در ضعف فرهنگ اقتصادی ما ( فرهنگ کار و تلاش و تولید، فرهنگ سرمایه گذاری، فرهنگ قناعت و ساده زیستی و ...) نهفته است و این یک مشکل تاریخی است که از دویست سال پیش تا حالا گریبان ما را گرفته و مصرف زده و تنبل بار آورده! نه فرمولهای سوسیالیستی و نه فرمولهای لیبرالیستی اقتصادی هیچکدوم درد ما را دوا نخواهد کرد.ملتی که تولید نداشته باشه اقتصادش از هیچ فرمول خاصی پیروی نمی کنه...
4- ما در ریاست جمهوری به یه آدم باشعور، انقلابی و تحول خواه که فهم فرهنگی(به معنای بالا) داشته باشه نیازمندیم. کسی که غرب را خوب بشناسه.به جامعیت ابعاد فردی و اجتماعی دین آگاه باشه. خودمون رو خوب بشناسه و توانایی تحول در ساختارهای فرهنگی و تربیتی رو داشته باشه که البته بعید میدونم این دکتر ها و مهندس های فعلی این فهم رو داشته باشند. کسی رو می خواهیم که فهمی مهندسی و تکنوکراتیک از اقتصاد و فرهنگ و سیاست نداشته باشه. کسی که ضرورت تحول در فرهنگ و به معنای اخصش تحول در علوم انسانی رو درک کرده باشه. البته فرد مزبور باید  توان، شجاعت و سابقه قابل قبولی برای ایجاد تحول داشته باشه...
همین فعلا
پ.ن: بعد از هر بند تکبیر یادتون نره...

/ 4 نظر / 42 بازدید
مجیدو

احسنت

یکی

حیف م اومد فحش نداده رفته باشم حماقت شما مهوع است دلیل هم نمیاورم چون اصلا تو نمیفهمی دلیل چیست مزخرف

هروقت امثال شما به جای وبلاگ نویسی رفتن سراغ کار و تلاش و برای ساختن مملکت و تحول فرهنگی اقتصادی با ایجاد تغییر در خودشون شروع کردن،این کشور از همه نظر پیشرفت می کند.اما تا وقتی افرادی مثل شما هستند که درک نمی کنند که یک جامعه را تک تک افراد جامعه می سازند و همیشه نباید همه مشکلات را به گردن دیگران انداخت هیچ چیز تغییر نمی کند.برای ایجاد تحول از خودت شروع کن برادر.هیچ کس نمی تواند بیاید و هفتاد میلیون آدم را تغییر بدهد.

...

دوست عزیز!من نظر شما رو درباره فرهنگسازی بسیار میپسندم و قبول دارم، ولی به اون دوست عزیزی هم که واستون کامنت گذاشته که از خودت شروع کن احسنت میگم،چون همین ماها که ادعا داریم کلی چیز حالیمونه به جز حرف زدن کاری بلد نیستیم،چون بیشتر وقتمون رو به فکر کردن و حرف زدن میگذرونیم، باز گلی به جمال اون تکنوکراتهای بدبخت که فحش بارونشون میکنید،ولی اونا میفهمن که تا عملت رو درست نکنی باورت درست نمیشه،پس باید به جای حرف زدن کار کنی... من انتقادات شما به آ.قالیباف رو خوندم،اجازه بدید که بگم برخی سطرها واقعا منصفانه نبود،مخصوصا وقتی راجب نیت این آدم قضاوت میکنید،آیا واقعا از خدا نمیترسید،شاید آدم بتواند بگوید که این حرکت مثلا قابل تامل است،نه اینکه صراحتا بیایید و بگویید که این تظاهر ودروغ است...شما رو به خدا بی انصاف نباشید و فضای جامعه را با این بد اخلاقی ها مکدر نکنید! من هم مثل شما از این دست بچه مذهبی هایی هستم که بحرف زیاد میزند،که فکمیکنم کاملا عیان باشد... دوست عزیز،تقویت باورها و تکمیل تءوریها در سایه عملگرایی رخ میدهد،اگر امثال قالیباف نبودند آنوقت ما از کجا میفهمیدیم که تکنوکرات بودن چنین معایبی دارد؟آیا این یک ر